خانم‌ها واقعاً غر می‌زنند، یا آقایان خوب گوش نمی‌کنند؟

سرمقاله : شهبد نوری

چند روز پیش خانمی با من تماس گرفت. صحبت از موضوعی شروع شد و مثل بسیاری از گفتگوهای تلفنی، از یک موضوع به موضوع دیگر رسید تا سرانجام ایشان با اطمینان کامل جمله‌ای گفت که باعث شد چند لحظه فکر کنم:

«خانم‌ها بالاخره باید در طول روز از یک چیزی غر بزنند. فرقی هم نمی‌کند از چه! این کار یک جور آرامش به آنها می‌دهد.»

گفتم واقعاً؟

گفت: «بله!»

حالا من نه روان‌شناس هستم و نه متخصص رفتار زنان، بنابراین تصمیم گرفتم این نظریه را به نام ایشان ثبت کنم، نه به نام علم پزشکی!

اما بعد با خودم فکر کردم شاید واقعاً موضوع جالبی برای صحبت باشد.

آیا خانم‌ها بیشتر غر می‌زنند؟

یا ما آقایان هر چیزی را که بیشتر از دو دقیقه طول بکشد و درباره فوتبال، ماشین، کار یا شام نباشد، «غر زدن» حساب می‌کنیم؟

مثلاً خانم می‌گوید:

«سه بار گفتم این جعبه را از وسط راه بردار.»

آقا می‌گوید:

«باز شروع کردی غر زدن!»

اما سؤال اینجاست: اگر همان بار اول جعبه را برداشته بودیم، آیا قسمت دوم و سوم این سریال اصلاً ساخته می‌شد؟

شاید بخشی از چیزی که ما اسمش را غر زدن گذاشته‌ایم، در حقیقت یادآوری کاری است که قرار بوده سه هفته پیش انجام دهیم!

البته انصاف را رعایت کنیم.

بعضی خانم‌ها واقعاً استعداد عجیبی در پیدا کردن موضوع دارند.

اگر هوا گرم باشد، چرا این‌قدر گرم است؟

اگر سرد باشد، چرا این‌قدر سرد است؟

اگر رستوران شلوغ باشد، چرا اینجا آمدیم؟

اگر خالی باشد، حتماً غذایش خوب نیست که کسی نیامده!

اگر شوهر زود به خانه بیاید: «امروز چه شده زود آمدی؟»

اگر دیر بیاید… بهتر است اصلاً درباره آن قسمت چیزی ننویسم!

اما آقایان هم چندان بی‌گناه نیستند.

ما فقط اسم کار خودمان را «غر زدن» نمی‌گذاریم.

وقتی درباره ترافیک نیم ساعت حرف می‌زنیم، داریم «تحلیل شهری» می‌کنیم.

وقتی از قیمت بنزین شکایت می‌کنیم، «بحث اقتصادی» است.

وقتی از رئیس، کارمند، مالیات، همسایه، سیاست و تیم فوتبال ناراحتیم، داریم «واقعیت‌های جامعه» را بررسی می‌کنیم.

ولی اگر همسرمان ده دقیقه از رفتار کسی ناراحت باشد، فوراً تشخیص می‌دهیم:

«خیلی غر می‌زنی!»

شاید مشکل از تعریف ما باشد.

انسان‌ها، زن یا مرد، گاهی نیاز دارند ناراحتی‌های روزمره خود را بیان کنند. بعضی‌ها با سکوت آرام می‌شوند، بعضی با قدم زدن، بعضی با موسیقی و بعضی با صحبت کردن.

و گاهی کسی که درباره مشکلش حرف می‌زند اصلاً از ما راه‌حل نمی‌خواهد.

این نکته‌ای است که فکر می‌کنم بسیاری از ما مردها هنوز بعد از سال‌ها ازدواج و زندگی مشترک کامل یاد نگرفته‌ایم.

خانم می‌گوید:

«امروز فلانی این حرف را به من زد و خیلی ناراحت شدم.»

ما فوراً وارد عملیات نجات می‌شویم:

«خب، دفعه بعد این کار را بکن… بهش این را بگو… اصلاً باهاش حرف نزن…»

در حالی که شاید جواب مورد انتظار فقط این باشد:

«حق داری، واقعاً ناراحت‌کننده بوده.»

تمام!

نه جلسه هیئت دولت لازم بود، نه تحقیقات FBI و نه برنامه پنج‌ساله برای حل بحران.

گاهی آدم فقط می‌خواهد شنیده شود.

شاید به همین دلیل آن خانمی که با من صحبت می‌کرد، بخشی از حرفش درست بود؛ نه اینکه زنان برای آرامش «نیاز به غر زدن» داشته باشند، بلکه حرف زدن درباره ناراحتی‌ها می‌تواند برای خیلی از آدم‌ها راهی برای تخلیه فشار روزانه باشد.

و البته مردها هم این کار را می‌کنند، فقط معمولاً اسم دیگری روی آن می‌گذارند!

پس شاید دفعه بعد که همسرتان شروع کرد درباره موضوعی صحبت کردن، قبل از اینکه بگویید «باز شروع کردی»، چند دقیقه گوش کنید.

ممکن است متوجه شوید پشت چیزی که شما غر زدن می‌نامید، یک نگرانی واقعی، خستگی، نیاز به توجه یا فقط میل ساده‌ای برای گفتگو وجود دارد.

و خانم‌های محترم هم اگر این مطلب را می‌خوانند، لطفاً خیلی ناراحت نشوند.

این هفته خواستیم کمی بخندیم.

ضمن اینکه اگر با این سرمقاله مخالف هستید، می‌توانید با دفتر مجله تماس بگیرید و اعتراض کنید.

فقط خواهش می‌کنم زیاد غر نزنید!

شوخی کردم…

تماس بگیرید؛ ما گوش می‌کنیم.

— شهبد نوری
سردبیر و مدیرمسئول
هفته‌نامه بین‌المللی تهران