قسمت یازدهم: جاویدانان؛ ده هزار سرباز برگزیده شاهنشاهی هخامنشی

ایران؛ سرزمین جاودان

در تاریخ ایران باستان، کمتر نامی به اندازه «جاویدانان» تخیل مردم را برانگیخته است؛ ده هزار سرباز برگزیده‌ای که بنا بر روایت مشهور، شمارشان هیچ‌گاه کم نمی‌شد.

اما آیا واقعاً ارتشی وجود داشت که سربازانش «نمی‌مردند»؟

پاسخ، بسیار جالب‌تر از افسانه است.

آنچه امروز درباره جاویدانان می‌دانیم عمدتاً از منابع یونانی، به‌ویژه هرودوت، می‌آید. او هنگام شرح لشکرکشی خشایارشا به یونان در ۴۸۰ پیش از میلاد، از ده هزار سرباز برگزیده پارسی سخن می‌گوید که یونانیان آنان را «آتانَتوی» یا «نامیرایان» می‌نامیدند.

چرا «جاویدان»؟

هرودوت توضیحی ساده و در عین حال هوشمندانه ارائه می‌دهد.

به روایت او، تعداد این واحد همواره ده هزار نفر نگه داشته می‌شد. اگر سربازی بر اثر بیماری، مرگ یا هر دلیل دیگری از صف خارج می‌شد، فرد دیگری جای او را می‌گرفت.

به این ترتیب، واحد نظامی از نگاه بیرونی گویی هرگز کم نمی‌شد.

یک سرباز می‌رفت، اما «ده هزار نفر» همچنان باقی می‌ماندند.

از همین‌جا احتمالاً مفهوم جاودانگی شکل گرفته است. با این حال پژوهشگران تأکید می‌کنند که نام اصلی ایرانی این واحد برای ما قطعی نیست و حتی احتمال داده شده که عنوان یونانی نتیجه برداشت یا ترجمه‌ای متفاوت از اصطلاحی ایرانی بوده باشد.

ارتشی منظم، نه جمعیتی بی‌سامان

ارتش هخامنشی از مردمان مختلف شاهنشاهی تشکیل می‌شد. مادها، پارس‌ها، ایلامی‌ها، بابلی‌ها، مصری‌ها، باختری‌ها، سکاها و گروه‌های بسیار دیگری می‌توانستند در لشکرهای شاهنشاهی حضور داشته باشند.

منابع یونانی از تقسیم‌بندی نیروها در واحدهای ده، صد، هزار و ده هزار نفری سخن گفته‌اند. این ساختار نشان می‌دهد که فرماندهی ارتش هخامنشی بر سازمان نظامی سلسله‌مراتبی استوار بوده است.

در چنین ساختاری، ده هزار سرباز برگزیده جایگاه ویژه‌ای داشتند.

آنان فقط برای نمایش در کاخ نبودند. روایت‌های هرودوت آنان را در عملیات نظامی نیز قرار می‌دهد.

چه می‌پوشیدند؟

اینجاست که باید میان واقعیت و تصویرسازی‌های امروزی تفاوت قائل شویم.

فیلم‌ها گاهی جاویدانان را با ماسک‌های عجیب، لباس‌های کاملاً سیاه یا تجهیزات خیالی نشان می‌دهند. برای چنین ظاهرهایی مدرک تاریخی قابل اتکایی نداریم.

هرودوت سربازان پارسی را با کلاه‌های نرم، جامه‌های آستین‌دار، شلوار، سپرهای حصیری، نیزه، کمان، ترکش و خنجر توصیف می‌کند.

در روایت او از ده هزار سرباز برگزیده، هزار نفر نیزه‌هایی داشتند که انتهای آنها با انارهای طلایی تزئین شده بود و نه هزار نفر دیگر تزئینات نقره‌ای داشتند.

طلا و نقره فقط زینت نبودند؛ می‌توانستند نشان‌دهنده جایگاه و نظم تشریفاتی واحد باشند.

اما درباره جزئیات لباس و تجهیزات آنان باید محتاط بود، زیرا منابع موجود کامل نیستند.

آیا سربازان نقش‌برجسته‌های تخت جمشید همان جاویدانان هستند؟

این یکی از پرسش‌های جالب تاریخ هخامنشی است.

در تخت جمشید و شوش، تصاویر زیبایی از نگهبانان پارسی دیده می‌شود. سال‌ها بسیاری از نویسندگان این تصاویر را مستقیماً «جاویدانان» معرفی کرده‌اند.

اما این شناسایی قطعی نیست.

پژوهشگران یادآور می‌شوند که هیچ کتیبه‌ای کنار این تصاویر وجود ندارد که صریحاً بگوید این افراد همان ده هزار سرباز مورد اشاره هرودوت هستند.

بنابراین بهتر است آنان را نگهبانان یا سربازان هخامنشی بدانیم، مگر آنکه مدرک مشخص‌تری برای شناسایی آنان به عنوان جاویدانان وجود داشته باشد.

در کنار شاه

واحدهای برگزیده در حفاظت از شاه و مرکز قدرت اهمیت فراوان داشتند.

هرودوت هنگام توصیف حرکت سپاه خشایارشا، از ده هزار سرباز منتخب پارسی یاد می‌کند. در میان آنان، گروهی با نیزه‌های دارای تزئینات طلایی قرار داشتند.

چنین توصیفی تصویری از نیرویی ارائه می‌کند که هم اهمیت نظامی داشت و هم حضورش نشانه اقتدار شاه بود.

وقتی شاهنشاه حرکت می‌کرد، فقط یک فرد سفر نمی‌کرد.

دربار، نگهبانان، مقامات، اسب‌ها، تدارکات و نیروهای نظامی همراه او بخشی از نمایش قدرت شاهنشاهی بودند.

جاویدانان در ترموپیل

مشهورترین حضور جاویدانان در منابع یونانی به نبرد ترموپیل در سال ۴۸۰ پیش از میلاد مربوط می‌شود.

خشایارشا در جریان لشکرکشی به یونان با نیروهای یونانی روبه‌رو شد که گذرگاه باریک ترموپیل را در اختیار داشتند.

طبق روایت هرودوت، واحد جاویدانان به فرماندهی هیدارنس وارد نبرد شد. حمله مستقیم در گذرگاه نتیجه تعیین‌کننده‌ای نداشت، اما پس از آنکه مسیر کوهستانی دیگری به ایرانیان نشان داده شد، نیروهای هیدارنس از آن راه حرکت کردند و توانستند پشت مواضع یونانیان قرار گیرند.

این بخش از داستان در فرهنگ عمومی غرب معمولاً با افسانه‌پردازی فراوان روایت شده است، اما واقعیت تاریخی پیچیده‌تر از تصویر سینمایی «چند صد نفر در برابر یک ارتش بی‌چهره» است.

سپاه هخامنشی مجموعه‌ای چندقومیتی با واحدها و فرماندهان متفاوت بود.

آیا واقعاً بهترین سربازان جهان بودند؟

چنین رتبه‌بندی‌ای را تاریخ نمی‌تواند با اطمینان انجام دهد.

اما منابع موجود نشان می‌دهند که این ده هزار نفر نیرویی منتخب و مهم در ارتش هخامنشی محسوب می‌شدند.

در عین حال، بخش مهمی از دانسته‌های ما از نویسندگان یونانی آمده است؛ نویسندگانی که از بیرون به شاهنشاهی ایران نگاه می‌کردند و نوشته‌هایشان باید با دقت و در کنار شواهد ایرانی و باستان‌شناسی خوانده شود.

حتی دانشنامه ایرانیکا تأکید می‌کند که درباره منشأ دقیق، وظایف و نام ایرانی جاویدانان هنوز پرسش‌های بی‌پاسخ وجود دارد.

و شاید همین ابهام، آنان را جذاب‌تر می‌کند.

جاودانگی واقعی

اگر روایت هرودوت درست باشد، راز «جاودانگی» این سربازان جادو نبود.

راز آنها سازمان بود.

فرد می‌توانست بمیرد، اما واحد باقی می‌ماند.

این همان اندیشه‌ای است که در بخش‌های دیگر شاهنشاهی هخامنشی نیز می‌بینیم: شاه عوض می‌شد، فرماندار عوض می‌شد، پیک خسته می‌شد و اسب دیگری جای او را می‌گرفت؛ اما ساختار باید ادامه پیدا می‌کرد.

در قسمت پیشین، راه شاهی را دیدیم که چگونه فاصله‌های عظیم را به هم متصل می‌کرد.

این هفته، جاویدانان وجه دیگری از همان نظام را نشان می‌دهند: ارتشی که قدرتش تنها در شمشیر نبود، بلکه در نظم، جانشینی و سازمان‌دهی نیز نهفته بود.

دو هزار و پانصد سال بعد، نام بیشتر آن سربازان را نمی‌دانیم.

اما نام واحدشان هنوز زنده است.

شاید از این نظر، آنها واقعاً جاویدان شدند.

در شماره آینده: خشایارشا؛ پادشاهی که یکی از بزرگ‌ترین لشکرکشی‌های جهان باستان را رهبری کرد.