
سرمقاله شهبد نوری
هفته گذشته با آغاز مسابقات جام جهانی باشگاههای فیفا و برگزاری یکی از مهمترین دیدارها در لسآنجلس، هزاران ایرانی از نقاط مختلف کالیفرنیا و حتی ایالتهای دیگر برای تماشای مسابقه و حمایت از تیم مورد علاقه خود راهی ورزشگاه شدند. در کنار شور و هیجان فوتبال، حضور گسترده ایرانیان با پرچم شیر و خورشید و شعارهای اعتراضی علیه جمهوری اسلامی نیز بار دیگر نشان داد که زخمهای مردم ایران هنوز تازه است و بسیاری از هموطنان ما، حتی در هزاران کیلومتر دورتر از وطن، درد ایران را با خود حمل میکنند.
اعتراض حق هر انسانی است. حق طبیعی هر شهروندی است که در برابر ظلم، فساد، سرکوب و جنایت سکوت نکند. هیچکس نمیتواند از مردمی که دههها شاهد زندان، اعدام، تبعیض، فساد و ویرانی کشورشان بودهاند انتظار داشته باشد که بیتفاوت باشند. اما در میان ویدئوها و گزارشهایی که از این تجمعها منتشر شد، چیزی بیش از خود اعتراض توجه مرا جلب کرد؛ کلمات زشتی که علیه برخی دیگر از ایرانیان به کار برده شد، توهینهایی که گاه از مرز اعتراض عبور میکرد و به تحقیر انسانها میرسید.
اینجاست که یک پرسش مهم مطرح میشود؛ تفاوت ما با جمهوری اسلامی چیست؟
چهلوهفت سال است که جمهوری اسلامی با مخالفان خود با زبان توهین، حذف، تهدید و تحقیر برخورد کرده است. بسیاری از ما به همین دلیل خانه و کاشانه خود را ترک کردیم. بسیاری زندان رفتند، بسیاری عزیزان خود را از دست دادند و بسیاری ناچار شدند زندگی تازهای را در غربت آغاز کنند. حال اگر ما نیز در برابر کسانی که با ما همعقیده نیستند همان زبان را به کار ببریم، آیا از نظر اخلاقی تفاوتی با همان تفکر خواهیم داشت؟
فراموش نکنیم که بسیاری از جوانانی که امروز در تیمهای ورزشی، دانشگاهها یا حتی در خیابانهای ایران زندگی میکنند، در جمهوری اسلامی به دنیا آمدهاند؛ اما جمهوری اسلامی را انتخاب نکردهاند. بسیاری از آنان قربانی همان سیستمی هستند که ما با آن مخالفیم. آیا درست است که تنها به دلیل تفاوت دیدگاه یا حضور در یک رویداد، مورد توهین و تحقیر قرار گیرند؟
ما ایرانیان همواره به میراث فرهنگی خود افتخار کردهایم. نسلهای مختلف با جملهای بزرگ شدهاند که ریشه در اندیشه زرتشت دارد: «پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک». اما گاهی به نظر میرسد که در هیاهوی خشم و نفرت، این ارزشهای کهن را فراموش میکنیم.
اعتراض بدون توهین ممکن است.
مخالفت بدون خشونت ممکن است.
انتقاد بدون تحقیر ممکن است.
حتی مبارزه با یک حکومت سرکوبگر نیز میتواند همراه با حفظ کرامت انسانی باشد.
اگر هدف ما ساختن ایرانی آزاد، دموکراتیک و انسانی است، آن آینده از امروز و از رفتار خود ما آغاز میشود. نمیتوان فردا از آزادی سخن گفت اما امروز زبان نفرت را ترویج کرد. نمیتوان از حقوق بشر دفاع کرد اما همزمان دیگران را از ابتداییترین احترام انسانی محروم ساخت.
البته این سخنان به معنای سکوت در برابر جنایتکاران و عاملان سرکوب نیست. کسانی که در کشتار، فساد، شکنجه و نابودی ایران نقش داشتهاند باید پاسخگو باشند. عدالت باید اجرا شود. اما عدالت با انتقام تفاوت دارد و اعتراض با توهین یکی نیست.
جامعه ایرانی خارج از کشور امروز یکی از موفقترین جوامع مهاجر جهان است. پزشکان، مهندسان، وکلا، استادان دانشگاه، کارآفرینان و هزاران ایرانی موفق، تصویری محترم از ملت ایران در جهان ساختهاند. حفظ این اعتبار نیز بر عهده همه ماست.
بیایید در کنار مبارزه برای آزادی ایران، فرهنگ احترام را نیز حفظ کنیم. بیایید به جهان نشان دهیم که ما نه تنها خواهان تغییر حکومت هستیم، بلکه خواهان تغییر فرهنگ خشونت، نفرت و حذف نیز هستیم.
شاید نتوان همه خارهای این مسیر را یکشبه از میان برداشت؛ اما میتوان به جای افزودن خارهای تازه، بذر گل کاشت.
ایران فردا به انسانهایی نیاز دارد که بتوانند با هم گفتگو کنند، نه به کسانی که فقط فریاد بزنند.
و شاید بزرگترین پیروزی ما روزی باشد که ثابت کنیم با کسانی که سالها به ما ظلم کردند، در روش و منش شباهتی نداریم.
