
شهبد نوری
سردبیر
07/06/2026
هفته گذشته خبر بازداشت دهها مقام و نماینده عراقی به اتهام فساد مالی، بار دیگر نگاه مردم خاورمیانه را به موضوعی جلب کرد که سالهاست درباره آن سخن گفته میشود؛ فساد، پولهای گمشده و ثروتهایی که باید صرف رفاه مردم میشد اما سر از حسابهای شخصی، کاخها، طلاها و املاک میلیاردی درآورد.
تصاویر منتشرشده از حجم عظیم پول نقد، شمشهای طلا و داراییهای کشفشده، افکار عمومی را شوکه کرد. شاید بخشی از تصاویر منتشرشده در فضای مجازی هنوز نیازمند تأیید رسمی باشند، اما اصل ماجرا انکارشدنی نیست؛ فساد در ساختار سیاسی عراق به مرحلهای رسیده که دولت این کشور ناچار به یکی از بزرگترین عملیاتهای ضد فساد سالهای اخیر شده است.
اما برای ما ایرانیان، این خبر تنها یک پرونده فساد در کشور همسایه نیست.
این خبر یادآور دههها سیاستی است که جمهوری اسلامی با شعار «صدور انقلاب» آغاز کرد؛ سیاستی که میلیاردها دلار از سرمایه ملت ایران را از مرزهای کشور خارج کرد.
سالهاست مردم ایران با تورم، بیکاری، سقوط ارزش پول ملی، کمبود دارو، فرسودگی بیمارستانها، مدارس ناایمن، جادههای خطرناک، بحران آب، آلودگی هوا و هزاران مشکل دیگر دستوپنجه نرم میکنند.
اما در همان سالها، میلیاردها دلار صرف حمایت از گروههای نیابتی، شبهنظامیان، پروژههای ایدئولوژیک و نفوذ سیاسی در کشورهای دیگر شد.
لبنان…
سوریه…
عراق…
یمن…
غزه…
و هر نقطهای که جمهوری اسلامی آن را بخشی از پروژه منطقهای خود میدانست.
سالها رهبران جمهوری اسلامی با افتخار از «عمق استراتژیک» سخن گفتند؛ اما کمتر کسی از «عمق فقر» در داخل ایران سخن گفت.
اگر تنها بخش کوچکی از این سرمایهها در داخل کشور هزینه میشد، امروز شاید میلیونها جوان ایرانی مجبور به مهاجرت نبودند.
شاید هزاران کارخانه تعطیل نمیشد.
شاید بازنشستگان برای دریافت حقوق خود تجمع نمیکردند.
شاید معلمان، پرستاران و کارگران هر روز برای ابتداییترین حقوق خود اعتراض نمیکردند.
شاید ارزش پول ملی اینگونه سقوط نمیکرد.
شاید میلیونها خانواده زیر خط فقر زندگی نمیکردند.
امروز بسیاری از مسئولان جمهوری اسلامی همچنان تلاش میکنند این هزینهها را «دفاع از امنیت ایران» معرفی کنند.
اما یک سؤال ساده وجود دارد.
اگر این همه هزینه برای امنیت ایران بود، پس چرا امروز ایران بیش از هر زمان دیگری با بحران اقتصادی، انزوای بینالمللی و نارضایتی عمومی روبهروست؟
چگونه ممکن است کشوری که یکی از ثروتمندترین منابع نفت و گاز جهان را در اختیار دارد، میلیونها شهروندش برای پرداخت اجاره خانه، خرید دارو یا تأمین غذای روزانه دچار مشکل باشند؟
چگونه ممکن است جوان ایرانی آیندهای در کشور خود نبیند، اما میلیاردها دلار در خارج از مرزها هزینه شود؟
تاریخ درباره همه حکومتها قضاوت خواهد کرد.
اما مردم ایران هرگز فراموش نخواهند کرد که در سالهایی که فرزندانشان برای یافتن شغل از کشور مهاجرت میکردند، سرمایههای ملی در کشورهای دیگر خرج میشد.
امروز اگر در عراق، لبنان یا هر کشور دیگری پروندههای فساد یکی پس از دیگری باز میشود، این تنها یک مسئله داخلی آن کشورها نیست؛ بلکه یادآور این حقیقت تلخ است که پول، هنگامی که بدون نظارت، پاسخگویی و شفافیت خرج شود، دیر یا زود سر از فساد، رانت و ثروتهای افسانهای در میآورد.
ایران کشوری فقیر نبود.
ایران را فقیر کردند.
نه به دلیل کمبود منابع، بلکه به دلیل اولویتهای اشتباه.
نسل آینده ایران حق دارد بپرسد که درآمد صدها میلیارد دلار نفت و گاز، ثروت ملی و سرمایه مردم در این چهار دهه دقیقاً کجا هزینه شد؟
و شاید مهمترین سؤال همین باشد:
اگر تنها نیمی از این سرمایهها برای مردم ایران خرج میشد، امروز ایران چه کشوری بود؟
آینده ایران تنها با تغییر دولت ساخته نمیشود؛ بلکه با تغییر نگاه به مفهوم حکومت شکل میگیرد.
حکومتی که مردم خود را بر هر پروژه خارجی مقدم بداند.
حکومتی که ثروت ملی را امانتی در دست خود بداند، نه سرمایهای برای گسترش نفوذ سیاسی.
روزی که نخستین دلار نفت ایران پیش از هر چیز صرف آموزش کودکان، درمان بیماران، آبادانی شهرها و امید جوانان شود، آن روز را میتوان آغاز واقعی ساختن ایران نوین دانست.
و آن روز، شاید بزرگترین پیروزی ملت ایران باشد؛ پیروزی مردمی که تنها خواستهشان این بود که ثروت کشورشان، سهم خودشان باشد.
