دو ملت، دو جشن، یک آرزو؛ آزادی

شهبد نوری

سردبیر

06/29/2026

گاهی تاریخ، فارغ از فاصله هزاران کیلومتری میان کشورها، لحظه‌هایی را خلق می‌کند که انسان را به فکر فرو می‌برد. امسال، تنها چند روز میان دو مناسبت بزرگ فاصله است؛ یکی تیرگان، جشن کهن ایرانیان که هزاران سال پیش پیام‌آور امید، باران، راستی و پیروزی نور بر تاریکی بود، و دیگری چهارم ژوئیه، دویست و پنجاهمین سالگرد استقلال ایالات متحده آمریکا؛ کشوری که آزادی را به یکی از مهم‌ترین ارزش‌های ملی خود تبدیل کرده است.

شاید در نگاه نخست این دو جشن هیچ ارتباطی با یکدیگر نداشته باشند؛ یکی از دل تاریخ باستان ایران برخاسته و دیگری از دل انقلاب آمریکا. اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنیم، هر دو از یک آرزوی مشترک سخن می‌گویند؛ آرزوی انسان برای آزاد زیستن.

در افسانه تیرگان، آرش کمانگیر جان خود را فدای سرزمینش کرد تا مرزهای ایران با صلح و عدالت مشخص شود. او تیر را رها کرد، اما در حقیقت امید را پرتاب کرد؛ امید به آینده‌ای که انسان‌ها بدون جنگ، بدون نفرت و بدون ظلم در کنار هم زندگی کنند.

در آن سوی جهان نیز، مردان و زنانی که ۲۵۰ سال پیش اعلامیه استقلال آمریکا را امضا کردند، رویای جامعه‌ای را در سر داشتند که انسان بتواند آزادانه بیندیشد، سخن بگوید، تلاش کند و آینده خود را بسازد. آن روز شاید هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که این سرزمین روزی خانه میلیون‌ها مهاجر از سراسر جهان، از جمله صدها هزار ایرانی، شود.

امروز بسیاری از ما ایرانیان، هر دو مناسبت را با قلب خود احساس می‌کنیم. ما فرزندان تمدنی هستیم که هزاران سال پیش از اخلاق، فرهنگ و انسانیت سخن گفته است و در عین حال شهروند یا ساکن کشوری هستیم که فرصت دوباره زندگی، امنیت و آزادی را در اختیارمان قرار داده است.

این دو هویت نه در تضاد با یکدیگر، بلکه می‌توانند مکمل هم باشند.

ما می‌توانیم هم به کوروش، آرش، فردوسی و زرتشت افتخار کنیم و هم به ارزش‌هایی که آمریکا بر پایه آن بنا شده است؛ قانون، آزادی، تلاش، احترام به تفاوت‌ها و فرصت برابر.

شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، جهان به همین نگاه نیاز دارد؛ اینکه انسان‌ها به جای ساختن دیوار، پل بسازند. به جای نفرت، گفت‌وگو را انتخاب کنند و به جای فراموش کردن گذشته، از آن درس بگیرند.

برای ما ایرانیان خارج از کشور نیز این روزها یادآور مسئولیتی بزرگ است. مسئولیت حفظ فرهنگ، زبان و هویت ایرانی، در کنار احترام به کشوری که میزبان ما بوده است. هیچ‌کدام از این دو، دیگری را کم‌رنگ نمی‌کند؛ بلکه در کنار هم تصویری زیباتر از یک انسان می‌سازند.

وقتی کودکی ایرانی در آمریکا، هم جشن تیرگان را می‌شناسد و هم با شور و شوق آتش‌بازی چهارم ژوئیه را تماشا می‌کند، در حقیقت پلی میان دو تمدن ساخته شده است؛ پلی که آینده را روشن‌تر خواهد کرد.

شاید بزرگ‌ترین درس این دو مناسبت آن باشد که آزادی، هدیه هیچ حکومتی نیست؛ آزادی حاصل فداکاری انسان‌هایی است که حاضر شدند برای آینده نسل‌های بعد از خود هزینه بدهند. چه آرش که جان خود را در تیرش گذاشت و چه مردان و زنانی که برای استقلال آمریکا ایستادگی کردند، همه یک پیام مشترک برای ما دارند: آینده را کسانی می‌سازند که امید را از دست نمی‌دهند.

در این روزها، آرزو می‌کنم روزی فرا برسد که مردم ایران نیز بتوانند در سرزمین خود، همان‌گونه که شایسته تمدن چند هزار ساله‌شان است، در آرامش، امنیت و آزادی زندگی کنند؛ روزی که جشن‌های ملی نه با نگرانی، بلکه با لبخند برگزار شوند و هیچ انسانی به خاطر اندیشه، باور یا آرزویش احساس ترس نکند.

چه تیرگان باشد و چه چهارم ژوئیه، پیام هر دو یکی است؛ نور، امید، همدلی و آزادی.

و شاید زیباترین آرزوی ما نیز همین باشد؛ جهانی که در آن انسان‌ها، پیش از هر چیز، انسان باشند.