
در جامعه ایرانیان خارج از کشور، بعضی چهرهها فقط یک متخصص نیستند؛ بلکه به مرور زمان تبدیل به صدایی قابل اعتماد برای مردم میشوند. دکتر فرناز زندهدل یکی از همین چهرههاست؛ روانشناس بالینیای که سالهاست در کنار فعالیت حرفهای خود در درمان فردی، زوجدرمانی و خانوادهدرمانی، حضور پررنگی در رسانههای فارسیزبان داشته و تلاش
کرده درباره مهمترین چالشهای روحی و عاطفی جامعه ایرانی صحبت کند.
دکتر فرناز زندهدل
دارای دکترای روانشناسی بالینی در لسآنجلس کالیفرنیاست و سالها در زمینه درمان اضطراب، افسردگی، مشکلات شخصیتی، روابط عاطفی و زوجدرمانی فعالیت کرده است. در کنار مطب و جلسات درمانی، او برای بسیاری از ایرانیان از طریق برنامههای تلویزیونی و رادیویی چهرهای شناختهشده محسوب میشود؛ برنامههایی که در آنها با زبانی ساده اما علمی درباره روابط، اعتماد به نفس، حسادت، خیانت، خشم، تربیت فرزند و سلامت روان صحبت میکند.
او همچنین نویسنده کتاب «رابطه من و تو» یا “U & I” است؛ کتابی که تمرکز اصلی آن بر شناخت رابطههای عاطفی، تفاوتهای روانی زن و مرد و راههای ساختن یک رابطه سالم و پایدار است.
اما شاید مهمترین نکته درباره فعالیتهای دکتر زندهدل این باشد که او سعی کرده روانشناسی را از فضای خشک و دانشگاهی خارج کند و وارد زندگی روزمره مردم کند؛ جایی که انسانها هر روز با اضطراب، تنهایی، اختلافات خانوادگی و بحرانهای عاطفی درگیر هستند.
چرا زوجها امروز بیشتر از گذشته دچار بحران میشوند؟
به قلمی از نگاه و دیدگاههای دکتر فرناز زندهدل
در گذشته بسیاری از زوجها شاید مشکلات فراوانی داشتند، اما کمتر درباره آن صحبت میکردند. نسل امروز اما با دنیایی کاملاً متفاوت روبهروست؛ دنیایی که در آن فشار اقتصادی، شبکههای اجتماعی، مقایسه دائمی زندگیها، سرعت بالای ارتباطات و کاهش صبر و تحمل، روابط عاطفی را شکنندهتر کرده است.
بسیاری تصور میکنند زوجدرمانی فقط برای زوجهایی است که در آستانه طلاق قرار دارند، در حالی که واقعیت چیز دیگری است. زوجدرمانی در حقیقت نوعی آموزش برای بهتر فهمیدن یکدیگر است؛ درست مانند اینکه دو نفر بخواهند زبان مشترکی برای ادامه زندگی پیدا کنند.
دکتر فرناز زندهدل بارها در برنامههای خود اشاره کرده که ریشه بسیاری از اختلافات زناشویی، نه خیانت است و نه مسائل مالی؛ بلکه «نفهمیدن احساسات واقعی یکدیگر» است. انسانها اغلب تصور میکنند طرف مقابل باید بدون توضیح، نیازهای احساسی آنها را درک کند. همین انتظار خاموش، آرامآرام تبدیل به دلخوری، فاصله عاطفی و در نهایت سردی رابطه میشود.
امروز بسیاری از زوجها کنار هم زندگی میکنند، اما با هم حرف نمیزنند. ساعتها در تلفن همراه، شبکههای اجتماعی و فضای مجازی غرق میشوند، اما شاید هفتهها درباره احساس واقعی خود صحبت نکنند. یکی از بزرگترین خطرات روابط مدرن همین سکوت عاطفی است؛ سکوتی که به مرور تبدیل به دیوار میشود.
در زوجدرمانی، اولین قدم این است که هر دو نفر یاد بگیرند «شنیده شدن» چه معنایی دارد. بسیاری از آدمها گوش میدهند فقط برای اینکه جواب بدهند، نه برای فهمیدن. وقتی زن یا مرد احساس کند شنیده نمیشود، ذهن او کمکم از رابطه فاصله میگیرد، حتی اگر هنوز زیر یک سقف زندگی کنند.
یکی دیگر از موضوعاتی که دکتر زندهدل بارها درباره آن صحبت کرده، مسئله عزت نفس در روابط است. فردی که در درون خود احساس ارزشمندی ندارد، معمولاً در رابطه نیز دچار ترس، وابستگی شدید، حسادت یا کنترلگری میشود. او مدام نگران از دست دادن طرف مقابل است و همین ترس، رابطه را خفه میکند.
در بسیاری از روابط ایرانی، هنوز گفتوگوی سالم درباره احساسات وجود ندارد. بسیاری از مردان از کودکی یاد گرفتهاند احساسات خود را پنهان کنند و بسیاری از زنان نیز یاد گرفتهاند ناراحتیهایشان را مستقیم بیان نکنند. نتیجه چیست؟ سوءتفاهمهای دائمی.
زوجدرمانی کمک میکند افراد بفهمند اختلاف داشتن به معنی شکست رابطه نیست. هیچ دو انسانی کاملاً شبیه هم نیستند. حتی موفقترین ازدواجها نیز اختلاف نظر دارند. تفاوت اصلی در نحوه مدیریت این اختلافهاست.
برخی زوجها به جای حل مشکل، فقط صورت مسئله را پاک میکنند. روزها با هم قهر میکنند، حرف نمیزنند، یا احساساتشان را سرکوب میکنند تا ظاهراً آرامش حفظ شود. اما احساسات دفنشده از بین نمیروند؛ فقط در زمان دیگری با شدت بیشتری بازمیگردند.
یکی از مهمترین نکات در درمان زوجها، شناخت «زخمهای قدیمی» است. بسیاری از واکنشهای شدید امروز، ریشه در گذشته دارد؛ در کودکی، در روابط قبلی یا در تجربیات تلخ خانوادگی. گاهی فرد از همسرش عصبانی نیست؛ بلکه زخمی قدیمی در ذهنش دوباره فعال شده است.
برای همین است که یک بحث ساده درباره دیر آمدن به خانه، ممکن است ناگهان به انفجار احساسی تبدیل شود. چون مسئله واقعی فقط دیر آمدن نیست؛ بلکه احساس بیارزشی، طرد شدن یا نادیده گرفته شدن است.
از نگاه روانشناسی مدرن، عشق فقط احساس نیست؛ مهارت هم هست. مهارت گوش دادن، مهارت احترام، مهارت کنترل خشم، مهارت بیان نیازها و حتی مهارت عذرخواهی.
بعضی افراد سالها عاشق هم هستند اما بلد نیستند عشق خود را درست نشان دهند. بعضی دیگر تصور میکنند محبت باید همیشه خودبهخود فهمیده شود، در حالی که رابطه سالم نیاز به توجه مداوم دارد.
یکی از خطرناکترین اتفاقها در زندگی مشترک، عادی شدن بیتوجهی است. وقتی زوجها دیگر برای هم زمان نمیگذارند، دیگر یکدیگر را تحسین نمیکنند و فقط درگیر کار، مشکلات مالی و روزمرگی میشوند، رابطه آرامآرام از درون خالی میشود.
دکتر فرناز زندهدل معتقد است که سلامت روان فقط نداشتن بیماری نیست؛ بلکه داشتن رابطه سالم، احساس امنیت، آرامش ذهنی و توانایی برقراری ارتباط انسانی نیز بخشی از سلامت روان است.
در دنیای امروز که فشارهای روحی هر روز بیشتر میشود، مراجعه به روانشناس یا زوجدرمانگر دیگر نباید تابو باشد. همانطور که انسان برای درد جسمی به پزشک مراجعه میکند، برای دردهای عاطفی و روانی نیز گاهی نیاز به کمک حرفهای دارد.
شاید مهمترین پیامی که میتوان از سالها فعالیت رسانهای و حرفهای دکتر فرناز زندهدل برداشت کرد این باشد:
هیچ رابطهای کامل نیست، اما بسیاری از رابطهها اگر درست فهمیده شوند، هنوز قابل نجات هستند.
شهبد نوری

