جامعه ایرانی؛ زمان جدا کردن حساب افتخار از ننگ فرا رسیده است

در هر گوشه‌ای از جهان که قدم بگذاریم، نام ایرانیان با موفقیت، دانش، سخت‌کوشی و استعداد گره خورده است. از پزشکان برجسته و جراحان نامدار گرفته تا استادان دانشگاه، وکلا، مهندسان، کارآفرینان، ورزشکاران و صاحبان کسب‌وکارهای موفق؛ ایرانیان خارج از کشور طی دهه‌های گذشته ثابت کرده‌اند که با تلاش، پشتکار و تکیه بر دانش خود می‌توانند در معتبرترین مراکز علمی، اقتصادی و اجتماعی جهان بدرخشند.

جامعه ایرانی مهاجر، یکی از موفق‌ترین جوامع مهاجر در بسیاری از کشورهای غربی به شمار می‌رود. این موفقیت تصادفی نبوده است. پشت هر داستان موفقیت، سال‌ها درس خواندن، کار کردن، از خودگذشتگی، دوری از وطن و تحمل سختی‌های فراوان نهفته است. هزاران ایرانی شریف، با عرق جبین و زحمت شبانه‌روزی، نام ایران و ایرانی را در جهان سربلند کرده‌اند و امروز مایه افتخار نسل‌های بعدی هستند.

اما در کنار این تصویر پرافتخار، واقعیتی تلخ نیز وجود دارد.

متأسفانه در میان میلیون‌ها ایرانی شریف خارج از کشور، تعداد اندکی نیز حضور دارند که ثروت و موقعیت خود را نه از راه تلاش و شرافت، بلکه از ارتباط با ساختارهای فاسد جمهوری اسلامی و بهره‌برداری از رنج و محرومیت مردم ایران به دست آورده‌اند. افرادی که سال‌ها از منابع و ثروت ملت ایران استفاده کرده‌اند و سپس سرمایه‌های خود را به کشورهای آزاد منتقل کرده و زندگی‌های مجلل و اشرافی برای خود ساخته‌اند.

هر از گاهی خبر بازداشت یکی از این افراد در آمریکا، اروپا یا کانادا منتشر می‌شود؛ افرادی که به جرم پولشویی، دور زدن تحریم‌ها، فساد مالی، کلاهبرداری یا همکاری با شبکه‌های وابسته به حکومت ایران تحت پیگرد قرار می‌گیرند. هر بار که چنین اخباری منتشر می‌شود، متأسفانه سایه‌ای از بدبینی بر روی کل جامعه ایرانی می‌افتد؛ جامعه‌ای که اکثریت قاطع آن هیچ ارتباطی با این افراد ندارد و تنها با کار و تلاش خود به جایگاه کنونی رسیده است.

دردناک‌تر آنجاست که بسیاری از قربانیان اصلی این افراد، همان مردم ایران هستند. مردمی که سال‌ها با تورم، فقر، سرکوب و محرومیت دست و پنجه نرم کرده‌اند، در حالی که عده‌ای اندک ثروت‌های نجومی خود را به خارج منتقل کرده و امروز در بهترین محله‌های جهان زندگی می‌کنند.

اکنون زمان آن رسیده است که جامعه ایرانی خارج از کشور مرز خود را با این افراد روشن‌تر از همیشه مشخص کند.

ما نباید اجازه دهیم اعتبار و آبرویی که نسل‌ها ایرانی با تلاش خود ساخته‌اند، قربانی رفتار چند فرد سودجو شود. جامعه ایرانی باید هوشیار باشد. باید بداند چه کسانی با افتخار و شرافت به موفقیت رسیده‌اند و چه کسانی از رنج مردم ایران برای خود نردبان ساخته‌اند.

این به معنای قضاوت عجولانه یا ایجاد تفرقه نیست؛ بلکه به معنای مسئولیت‌پذیری اجتماعی است. همان‌گونه که یک باغبان برای حفظ سلامت باغ خود آفت‌ها را شناسایی می‌کند، جامعه نیز باید عناصر مخرب را بشناسد و از آنان فاصله بگیرد.

اکثریت ایرانیان خارج از کشور نمایندگان واقعی فرهنگ، تمدن و تاریخ پرافتخار ایران هستند. آنان سفیران واقعی ملت ایران‌اند؛ ملتی که هزاران سال تمدن، دانش، هنر و انسانیت را به جهان عرضه کرده است. نباید اجازه داد تعداد اندکی فرصت‌طلب، این تصویر درخشان را مخدوش کنند.

امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که در کنار یکدیگر بایستیم؛ نه بر اساس گرایش‌های سیاسی، مذهبی یا اجتماعی، بلکه بر پایه صداقت، شرافت و مسئولیت‌پذیری. آینده جامعه ایرانی در خارج از کشور متعلق به پزشکانی است که جان انسان‌ها را نجات می‌دهند، به استادانی که نسل‌های آینده را آموزش می‌دهند، به کارآفرینانی که فرصت شغلی ایجاد می‌کنند، به ورزشکارانی که پرچم افتخار را بالا می‌برند و به خانواده‌هایی که با تلاش خود زندگی بهتری برای فرزندانشان می‌سازند.

تاریخ نشان داده است که فساد و فریب هرگز ماندگار نیست. آنچه باقی می‌ماند، نام نیک، صداقت و خدمت به مردم است.

بیایید اجازه ندهیم صدای اکثریت شریف ایرانیان در هیاهوی اقلیتی آلوده گم شود. زمان آن رسیده است که جامعه ایرانی با صدایی رسا اعلام کند که راه ما از راه کسانی که ثروت خود را از رنج مردم ایران به دست آورده‌اند، جداست.

ما فرزندان تمدنی بزرگ هستیم؛ تمدنی که افتخارش را با علم، فرهنگ، سخت‌کوشی و انسانیت به دست آورده است، نه با فساد، رانت و سوءاستفاده.

 

و این تفاوتی است که باید هر روز بلندتر از گذشته فریاد زده شود