
گزارش از : فاطمه پوراسماعیل
پس از پایان جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل که با کشته شدن چندین فرمانده ارشد نظامی ایران و صدور بیانیههای تهدیدآمیز دو طرف به پایان رسید، نظام جمهوری اسلامی با خشم و ترس به سرکوب داخلی روی آورد. رژیمی که در طول سالها نشان داده تحمل هیچ صدای مخالفی را ندارد، بار دیگر با اجرای احکام اعدام و دستگیریهای گسترده، موج جدیدی از وحشت را در داخل کشور آغاز کرد.
همزمان، از مرزهای شرقی ایران نیز خبرهایی تلخ شنیده میشود: اخراج بیش از ۱۱۴ هزار پناهجوی افغان از ایران تنها در چند هفته گذشته. بسیاری از این افراد زن و کودکانی هستند که از جهنم طالبان فرار کرده بودند، اما حالا توسط حکومت جمهوری اسلامی با تحقیر، خشونت، و بیعدالتی به افغانستان بازگردانده میشوند
اما پرسش اساسی اینجاست: در این میان ما مردم چه کردیم؟ آیا در برابر این ظلمها ایستادیم یا با سکوت و نادیده گرفتن آن، به نوعی شریک آن شدیم؟ آیا زمانی که در فضای مجازی و حتی گفتوگوهای روزمره، افغانها را «غیر» و «دیگری» خطاب میکنیم، فراموش کردهایم که خود ما نیز در تبعید، آوارگی و پناهجویی شریک همین دردیم؟
موج تازه سرکوب: دادگاههایی در سکوت، اعدامهایی در شب
پس از درگیری نظامی ایران و اسرائیل، جمهوری اسلامی بلافاصله مسیر را به سمت سرکوب داخلی چرخاند. در روزهایی که مردم ایران چشم به تحولات بینالمللی دوخته بودند، در گوشه و کنار کشور دادگاههای سریع و فرمایشی علیه فعالان مدنی، دانشجویان، روزنامهنگاران و حتی کاربران شبکههای اجتماعی برگزار شد
: اتهامات
«همکاری با اسرائیل»
«جاسوسی»
«عضویت در گروههای ضد انقلاب»
«فساد فیالارض»
و نتیجه: اعدام، حبس طولانیمدت، و تهدید خانوادهها
اعدامها بدون اطلاع خانوادهها، شبانه، و گاه حتی بدون ملاقات آخر انجام میشود. بسیاری از بازداشتشدگان، پیش از این در اعتراضات سالهای اخیر مانند آبان ۹۸ و جنبش “زن، زندگی، آزادی” فعال بودند. حال، با برچسب همکاری با دشمن خارجی، در معرض حذف فیزیکی قرار گرفتهاند
جمهوری اسلامی در تلاش است تا شکستهای منطقهای و ترس از شورش داخلی را با قدرتنمایی امنیتی جبران کند. اما در حقیقت، هیچ رژیمی با گلوله نمیتواند مشروعیت بخرد
تبعیض و توهین به پناهجویان افغان: تکرار یک خطای تاریخی
در همان روزهایی که اعدامها تیتر مخفی رسانههای داخلیاند، هزاران پناهجوی افغان، که بسیاریشان سالها در ایران کار، زندگی و تحصیل کردهاند، با دست خالی، لباس کهنه، و کودک در آغوش به سمت مرز افغانستان بازگردانده میشوند
گزارشهای مختلف از استانهای مرزی چون سیستان و بلوچستان، خراسان رضوی و تهران حاکی از برخوردهای شدید، غیرانسانی و تحقیرآمیز با افغانهاست. بسیاری بدون بررسی پرونده، بدون اجازه برای جمعآوری وسایل، و حتی بدون دارو برای کودکان مریض، به اجبار اخراج شدهاند
جمهوری اسلامی در تبلیغات رسمیاش مدعی «برادری اسلامی» است، اما در عمل، نگاهش به افغانها به عنوان شهروند درجه دو یا حتی مزاحم و خطرناک است. این نگاه در مدارس، درمانگاهها، محیطهای کاری و حتی در رسانهها تکرار میشود
اما دردناکتر از عملکرد رژیم، همدستی ناخواستهی برخی از مردم است
در شبکههای اجتماعی، در محافل ایرانی خارج از کشور، و حتی میان پناهجویان ایرانی، جملاتی شنیده میشود که گاه انسان را به وحشت میاندازد:
«افغانها همه طالباند»
«دارند نون ما رو میبرند»
«امنیت ما رو به خطر انداختند»
این عبارات، نهتنها ناعادلانهاند، بلکه بیرحمانه و یادآور همان نوع نژادپرستیای هستند که ما ایرانیها بارها در کشورهای مهاجرپذیر تجربه کردهایم. مگر نه اینکه ما همواره گفتهایم: «ما از رژیم فرار کردیم، نه از مردممان»؟ پس چگونه میتوانیم پناهجویی که از طالبان فرار کرده، فارسی زبان است، مسلمان است، انسان است – را با چوب نفرت برانیم؟
آیا فراموش کردهایم که همین نگاه تبعیضآمیز، در برخی کشورهای غربی علیه ایرانیها هم رایج است؟
پس چرا خودمان علیه برادران و خواهران افغانمان همان کار را میکنیم؟
پناهجویی جرم نیست؛ نجات است
بسیاری از افغانهایی که امروز از ایران اخراج میشوند، نه عضو طالباناند، نه مجرماند، نه تهدید امنیتی. آنها معلمان، کارگران، دانشآموزان و خانوادههاییاند که صرفاً میخواستند زنده بمانند. این همان چیزیست که میلیونها ایرانی پس از انقلاب، جنگ و سرکوب سیاسی تجربه کردند
ما ایرانیها بیش از هر ملتی باید معنای پناهجویی را بفهمیم
باید بدانیم که نفرتپراکنی علیه قومیت، مذهب، زبان یا تابعیت، ما را به همان جایی بازمیگرداند که از آن فرار کردهایم: تاریکی، جهل، و ظلم
صدای انسانیت باشیم، نه ابزار سرکوب
جمهوری اسلامی میکوشد با دو ابزار “اعدام و نژادپرستی” جامعه را مطیع و شکسته نگه دارد
اما ما – چه در داخل و چه در تبعید – میتوانیم صدای دیگری باشیم. صدای همدلی، اعتراض، آگاهی و اتحاد
در برابر اعدامها باید ایستاد، اطلاعرسانی کرد، و از خانوادههای قربانیان حمایت نمود
در برابر اخراج پناهجویان باید فریاد زد که: “هیچ انسانی غیرقانونی نیست”
: و در برابر نژادپرستی باید شجاعانه گفت
“نه، افغانها دشمن ما نیستند؛ ما همه قربانی یک ساختار سرکوبگر هستیم”
در پایان…
ما از کشوری آمدهایم که سالهاست صدای آزادی در آن خفه شده. ما قربانی سانسور، ترس، اعدام و جنگیم. اما اگر این تجربهها نتواند در ما انسانیت، همدلی و مقاومت بسازد، چه خواهد توانست؟
اکنون زمان آن است که دستدردست هم، در برابر ماشین سرکوب رژیم بایستیم – چه در زندانهای ایران، چه در مرزهای افغانستان، و چه در قلبهای خودمان
ایرانی، افغان، کرد، بلوچ، عرب یا ترک… ما همه یک درد مشترک داریم: فرار از ظلم و جستجوی انسانیت.
پس بیایید، این بار صدای مهر باشیم. صدای آن کودک افغان که در سرمای مرز، تنها کلمهای که بلد است بگوید، این است:
“جان من، نزن”…
