فریادی که خاموش نشد

فاطمه پوراسماعیل

روایت راه‌پیمایی‌های تاریخی ایرانیان در جهان

 
 
 

هفته گذشته، خیابان‌های چند شهر بزرگ جهان دیگر فقط مسیر عبور خودروها نبودند؛ به رودخانه‌ای از انسان تبدیل شدند. رودخانه‌ای از ایرانیانی که آمده بودند تا صدای خفه‌شده‌ی یک ملت باشند.

در حالی که در داخل ایران، اینترنت را بریدند، تلفن‌ها را قطع کردند، رسانه‌ها را بستند و هر صدای معترضی را با بازداشت، گلوله و طناب دار پاسخ دادند، این‌بار جهان صدای دیگری شنید. صدایی که از هزاران کیلومتر آن‌سوتر برخاست؛ از میدان‌های بزرگ اروپا، از خیابان‌های لوس‌آنجلس، از سرمای سوزان تورنتو.

Screenshot

لوس‌آنجلس؛ قلب تپنده‌ی تبعید

در Los Angeles، شهری که سال‌هاست به پایتخت نانوشته‌ی ایرانیان خارج از کشور تبدیل شده، جمعیتی کم‌نظیر به خیابان آمد. از نسل انقلاب تا نسل Z، از مادرانی که عکس فرزندانشان را در دست داشتند تا جوانانی که با پرچم شیر و خورشید بر دوش، شعار آزادی سر می‌دادند.

آن‌چه این راه‌پیمایی را متفاوت کرد، فقط تعداد نبود؛ کیفیت حضور بود. خانواده‌ها، پزشکان، صاحبان کسب‌وکار، هنرمندان، دانشجویان… همه آمده بودند. نه برای نمایش، نه برای عکس گرفتن، نه برای پر کردن صفحه‌های شبکه‌های اجتماعی. آمده بودند چون در ایران، کسی اجازه ندارد حتی نفس اعتراض بکشد.

تورنتو؛ فریاد در سرمای استخوان‌سوز

در Toronto، هزاران نفر در سرمایی که گونه‌ها را می‌برید، ساعت‌ها ایستادند. راه رفتند. شعار دادند. سکوت کردند. اشک ریختند.

تورنتو سال‌هاست یکی از بزرگ‌ترین جوامع ایرانی خارج از کشور را در خود جای داده، اما آن‌چه هفته گذشته رخ داد، یک گردهمایی عادی نبود؛ اعلام موجودیت بود. اعلام این‌که ایرانیان مهاجر، تنها نظاره‌گر نیستند. آن‌ها خود را بخشی از سرنوشت ایران می‌دانند و مسئولیت تاریخی برای ایستادن کنار مردم داخل کشور حس می‌کنند.

اروپا؛ میدان‌هایی که لرزیدند

در چند شهر بزرگ اروپا نیز میدان‌های مرکزی به دریای پرچم‌های سه‌رنگ با نشان شیر و خورشید بدل شد. جمعیت‌هایی که نه از روی کنجکاوی، بلکه از روی خشم، اندوه و مسئولیت آمده بودند.

تصاویر جوانانی که عکس جان‌باختگان را بالا گرفته بودند، در رسانه‌های بین‌المللی بازتاب یافت. خانواده‌هایی که پلاکاردهایی با نام عزیزانشان در دست داشتند، به دنیا یادآوری کردند که آمارها فقط عدد نیستند؛ هر عدد یک زندگی است، یک داستان است، یک مادر است که هنوز چشم‌انتظار است.

 

وقتی داخل را خفه می‌کنند، خارج فریاد می‌شود

در ایران، هر تجمعی با سرکوب مواجه می‌شود. دانشگاه‌ها امنیتی شده‌اند. خیابان‌ها زیر دوربین و نیروهای ضدشورش‌اند. خانواده‌ها برای تحویل گرفتن پیکر عزیزانشان باید سکوت کنند. اینترنت، هر زمان که حکومت بخواهد، قطع می‌شود.

در چنین شرایطی، راه‌پیمایی‌های خارج از کشور فقط یک حرکت نمادین نیست؛ ادامه‌ی همان اعتراض است. صدایی است که از گلوی بسته‌ی داخل عبور کرده و در خیابان‌های آزاد جهان پژواک یافته.

این تجمع‌ها پیام روشنی داشتند: «ما فراموش نکرده‌ایم. ما عادت نکرده‌ایم. ما خاموش نشده‌ایم.»

نسل جدید؛ بدون ترس، بدون معامله

آن‌چه بیش از هر چیز جلب توجه می‌کرد، حضور پررنگ نسل جوان بود. جوانانی که شاید ایران را فقط در سفرهای کوتاه دیده باشند، اما دردش را عمیق‌تر از بسیاری حس می‌کنند. آن‌ها با زبان انگلیسی، فرانسه و آلمانی سخن گفتند؛ با رسانه‌ها مصاحبه کردند و روایت رسمی حکومت را به چالش کشیدند.

این نسل، نه نوستالژی دارد و نه ملاحظه‌های سیاسی قدیمی. برایشان مسئله ساده است: آزادی، کرامت انسانی، حق زندگی بدون ترس.

پیام به جهان؛ ایران فقط یک تیتر خبری نیست

این راه‌پیمایی‌ها فقط خطاب به تهران نبود؛ خطاب به پایتخت‌های جهان هم بود. به سیاستمدارانی که گاهی ایران را فقط در قالب پرونده هسته‌ای یا معامله‌های اقتصادی می‌بینند.

پیام روشن بود: پشت هر تصمیم دیپلماتیک، زندگی میلیون‌ها انسان قرار دارد. مردمی که سال‌هاست هزینه‌ی بازی‌های سیاسی را می‌پردازند.

همبستگی، نه رقابت

یکی از نکات قابل توجه این تجمع‌ها، تلاش برای وحدت بود. با وجود تفاوت‌های سیاسی، نسلی و حتی ایدئولوژیک، اکثریت شرکت‌کنندگان بر یک اصل توافق داشتند: پایان سرکوب و بازگشت حق انتخاب به مردم ایران.

در روزگاری که تفرقه، سلاح همیشگی حکومت‌ها برای بقاست، همین ایستادن کنار هم، خود یک پیروزی است.

آینده؛ خیابان هنوز زنده است

راه‌پیمایی‌های هفته گذشته شاید پایان یک مرحله باشد، اما آغاز مرحله‌ای تازه هم هست. شبکه‌سازی، فشار رسانه‌ای، ارتباط با نمایندگان پارلمان‌ها، ادامه‌ی تجمع‌ها… این حرکت متوقف نشده است.

در داخل ایران، شاید صداها را خفه کرده باشند، اما تجربه‌ی تاریخ نشان داده که هیچ حکومتی با ترس ابدی نمی‌ماند. صدایی که امروز در لس‌آنجلس، تورنتو و اروپا طنین انداخت، پژواکی است از درون ایران.

و شاید مهم‌ترین پیام این باشد:
ملت ایران تنها نیست. حتی اگر در خیابان‌های تهران سکوت تحمیلی حاکم باشد، در خیابان‌های جهان، نام ایران با فریاد آزادی همراه است.