
قسمت سوم: شهر سوخته؛ شهری که از دل خاک دوباره سخن گفت
در گوشهای از سیستان، جایی میان آفتاب سوزان، بادهای کویری و پهنهای که امروز آرام و خاموش به نظر میرسد، بقایای شهری نهفته است که روزگاری یکی از مهمترین مراکز زندگی در شرق ایران بود. نام آن را امروز شهر سوخته میخوانیم؛ اما این نام شاید نتواند شکوه و زندگی پرجنبوجوشی را که هزاران سال پیش در آن جریان داشت، بهدرستی نشان دهد.
شهر سوخته تنها مجموعهای از دیوارهای فروریخته و تکههای سفال نیست. این شهر سندی زنده از روزگاری است که مردمانی باهوش، منظم و سختکوش در دل طبیعت دشوار سیستان، جامعهای پیشرفته پدید آوردند.
براساس اطلاعات یونسکو، شهر سوخته حدود سال ۳۲۰۰ پیش از میلاد شکل گرفت و در چهار دوره اصلی، تا حدود سال ۱۸۰۰ پیش از میلاد مسکونی بود. این محوطه در مسیر راههای بازرگانی عصر مفرغ قرار داشت و از بخشهای جداگانه مسکونی، صنعتی، یادمانی و گورستان تشکیل میشد؛ نشانهای روشن از جامعهای سازمانیافته و پیچیده در شرق فلات ایران.
بیش از پنج هزار سال پیش، هنگامی که بسیاری از نقاط جهان هنوز از شهرنشینی گسترده بیبهره بودند، مردمان شهر سوخته خانه میساختند، کالا تولید میکردند، دادوستد داشتند و برای زندگی جمعی خود نظم ایجاد کرده بودند.
این شهر در منطقه سیستان، نزدیک مسیر تاریخی رود هیرمند، قرار داشت. محیط اطراف آن در آن دوران با امروز تفاوتهایی داشت. دسترسی به آب و زمینهای مناسب، امکان کشاورزی، دامداری و سکونت طولانیمدت را فراهم میکرد. با این حال، زندگی در آن سرزمین هرگز آسان نبود. ساکنان شهر باید با تغییرات آبوهوا، کمبود منابع و دشواریهای طبیعت کنار میآمدند.
اما آنان به جای تسلیم شدن، آموختند چگونه محیط را مدیریت کنند.
ساختار شهر نشان میدهد که بخشهای گوناگون آن کارکردهای متفاوتی داشتند. محلههای مسکونی از مناطق تولیدی جدا بودند و گورستان نیز در محدودهای مشخص قرار داشت. چنین تقسیمبندیای نشان میدهد که ساکنان شهر نهتنها به ساخت خانه، بلکه به برنامهریزی فضای شهری و سامان دادن فعالیتهای اجتماعی توجه داشتند.
خانهها از خشت ساخته میشدند؛ مصالحی که با آبوهوای منطقه سازگار بود. در برخی ساختمانها چندین اتاق دیده شده است و آثار بهجامانده نشان میدهد خانوادهها در محیطهایی نسبتاً منظم زندگی میکردند. اجاق، ظروف، ابزار و بقایای مواد غذایی، امروز به باستانشناسان کمک میکند تا تصویری از زندگی روزانه آنان به دست آورند.
صبح یک خانواده در شهر سوخته شاید با آماده کردن غذا، رسیدگی به دامها و آغاز کار در کارگاهها شروع میشد. کودکان در کوچههای خاکی بازی میکردند، زنان و مردان به بافندگی، سفالگری، کشاورزی یا ساخت ابزار مشغول بودند و بازرگانان برای سفرهای دور آماده میشدند.
یکی از مهمترین ویژگیهای شهر سوخته، تنوع صنایع و هنرهای آن بود. صنعتگران این شهر با سنگهای زینتی، مس، چوب، استخوان و مواد گوناگون کار میکردند. آثار بهدستآمده نشان میدهد که آنان در ساخت مهره، زیورآلات، ابزار و ظروف مهارت فراوان داشتند.
در شهر سوخته، سنگهایی مانند لاجورد، فیروزه، عقیق و کوارتز تراش داده میشد و فلزکاری، بهویژه کار با مس، نیز رواج داشت. پژوهشهای مربوط به عصر مفرغ نشان میدهد که این شهر در میانه هزاره سوم پیش از میلاد احتمالاً بزرگترین مرکز سکونتی در شرق فلات ایران بود و صنایع تخصصی متعددی در آن فعالیت میکردند.
وجود مواد اولیهای که از مناطق دور آمده بودند، نشان میدهد شهر سوخته با جهان اطراف خود ارتباط داشت. این شهر احتمالاً حلقهای میان فلات ایران، آسیای مرکزی، افغانستان، بلوچستان و تمدنهای شرقیتر بود.
کاروانها تنها کالا حمل نمیکردند. آنان خبر، اندیشه، شیوههای تازه تولید و تجربههای فرهنگی را نیز با خود میآوردند. به این ترتیب، شهر سوخته در نقطهای قرار داشت که تمدنهای مختلف میتوانستند در آن با یکدیگر تماس پیدا کنند.
از میان آثار کشفشده، برخی اشیا بیش از دیگر یافتهها توجه مردم را جلب کردهاند. یکی از مشهورترین آنها جام سفالیای است که روی آن تصویرهای پیاپی یک بز دیده میشود. وقتی این تصاویر پشت سر هم تصور شوند، حرکت بز به سوی یک درخت تداعی میشود. این اثر را گاه نمونهای بسیار کهن از نمایش حرکت تصویری دانستهاند.
در گورستان شهر نیز بقایای زنی یافت شد که در محل چشم او جسمی مصنوعی قرار داشت. این یافته بهعنوان یکی از کهنترین نمونههای شناختهشده چشم مصنوعی مطرح شده است. چنین آثاری، فارغ از عنوانهای هیجانانگیزی که گاهی به آنها داده میشود، از ظرافت هنری، مهارت فنی و توجه مردم شهر به ظاهر و جایگاه اجتماعی حکایت دارند.
همچنین بررسی اسکلتها و بقایای انسانی، اطلاعات ارزشمندی درباره بیماریها، تغذیه و شیوه زندگی مردم آن زمان فراهم کرده است. برخی شواهد از انجام مراقبتها یا مداخلات پزشکی حکایت دارند، اما باید با احتیاط سخن گفت؛ زیرا هر یافته باستانشناسی نیازمند بررسی علمی و تفسیر دقیق است.
گورستان بزرگ شهر سوخته، یکی از مهمترین بخشهای این محوطه است. هزاران قبر در آن وجود داشته و شیوه دفن مردگان و اشیایی که همراه آنان گذاشته شده، تصویری از باورها و تفاوتهای اجتماعی جامعه ارائه میدهد.
در کنار برخی مردگان، ظروف، ابزار، مهرهها و اشیای شخصی قرار داده شده بود. شاید مردم باور داشتند انسان پس از مرگ به این وسایل نیاز خواهد داشت؛ شاید هم اشیا نشانه احترام، محبت یا جایگاه فرد در جامعه بودند.
با این همه، پرسشی بزرگ همچنان باقی است: چرا چنین شهری از میان رفت؟
شهر سوخته در طول عمر خود چندین بار دچار آتشسوزی شد، اما به نظر نمیرسد تنها آتش علت پایان آن بوده باشد. تغییرات محیطی، کاهش منابع آب، جابهجایی مسیر رودها و دشوار شدن زندگی میتوانند در افول تدریجی شهر نقش داشته باشند.
احتمالاً شهر ناگهان در یک شب نابود نشد. شاید مردم کمکم دریافتند که ادامه زندگی دشوارتر شده است. خانوادهها یکی پس از دیگری کوچ کردند و کارگاههایی که زمانی پر از صدای ابزار و گفتوگو بودند، آرام شدند.
کوچهها خالی ماندند، دیوارهای خشتی فروریختند و باد، خاک را بر خانهها و خاطرات مردم شهر نشاند.
قرنها گذشت تا باستانشناسان دوباره به سراغ این مکان آمدند. کاوشهای علمی گسترده از دهه ۱۹۶۰ میلادی به بعد، ابتدا با حضور گروههای ایتالیایی و سپس به دست پژوهشگران ایرانی ادامه یافت. این محوطه سرانجام در سال ۲۰۱۴ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
اهمیت شهر سوخته تنها در قدمت آن نیست. این شهر نشان میدهد که تمدن ایران پیش از ظهور شاهنشاهیهای بزرگ، ریشههایی عمیق و گسترده داشت. پیش از کوروش، داریوش و تخت جمشید، مردمانی در شرق ایران شهر ساخته بودند، صنعت داشتند، تجارت میکردند و برای جامعه خود نظم آفریده بودند.
نام بسیاری از آنان را نمیدانیم. نمیدانیم چه زبانی سخن میگفتند یا خودشان شهرشان را چه مینامیدند. اما آثار دستهایشان باقی مانده است: ظرفی کوچک، مهرهای سنگی، دیواری خشتی و قبری که هزاران سال رازهای خود را حفظ کرده است.
شهر سوخته در حقیقت تنها شهری سوخته نیست؛ شهری است که حافظه آن در دل خاک زنده ماند.
هر تکه سفالی که از زمین بیرون میآید، گویی صدایی از پنج هزار سال پیش است که میگوید: پیش از آنکه تاریخ نام پادشاهان را ثبت کند، مردمان عادی این سرزمین تمدن را ساخته بودند.
در شماره آینده، سفر ما به سراغ یکی دیگر از رازآلودترین تمدنهای ایران خواهد رفت: جیرفت؛ تمدنی که کشف آن نگاه جهان به آغاز شهرنشینی و هنر در فلات ایران را تغییر داد.
