
سرمقاله شهبد نوری
تلخترین ضربهها همیشه از سوی غریبهها نمیآیند.
گاهی کسی که سالها او را دوست صدا زدهای، کسی که خانوادهاش را میشناسی، در شادی و غمش حضور داشتهای و به اعتبار نام و زندگیاش اعتماد کردهای، میتواند بزرگترین آسیب مالی و روحی را به تو وارد کند.
من این سخن را از روی شنیدهها نمینویسم.
خود من نیز یکی از کسانی هستم که به دوستان قدیمی اعتماد کردم. افرادی که صاحب شرکتهای بزرگ، املاک، تجارت و اعتبار اجتماعی بودند. کسانی که ظاهر زندگیشان هیچ نشانهای از ناتوانی مالی نداشت. پول را نه به فردی ناشناس، بلکه به کسانی سپردم که سالها میشناختم و تصور میکردم اعتبار، دوستی و آبروی آنان از هر ضمانتی محکمتر است.
اما امروز همان افراد، با وجود قرارداد، اسناد، ضمانت و تعهدات روشن، پول را پس نمیدهند.
به همین دلیل لازم میدانم این هشدار را با صراحت به جامعه ایرانی خارج از کشور بدهم:
در شرایط امروز، به هیچکس پول قرض ندهید؛ مگر آنکه از ابتدا پذیرفته باشید شاید هرگز آن پول را دوباره نبینید.
نه بزرگی شرکت، نه خانههای گرانقیمت، نه ماشینهای لوکس، نه دفتر شیک و نه شهرت اجتماعی، هیچکدام تضمین بازپرداخت بدهی نیستند.
ما معمولاً تصور میکنیم کسی که دارایی فراوان دارد، حتماً توان و اراده پرداخت بدهی را نیز دارد. اما تجربه نشان داده است که میان «داشتن» و «پرداخت کردن» تفاوت بزرگی وجود دارد. برخی افراد دارایی دارند، اما مسئولیت ندارند. اعتبار ظاهری دارند، اما وجدان مالی ندارند. با زبان شیرین وعده میدهند، اما وقتی زمان بازپرداخت میرسد، تلفنها را بیپاسخ میگذارند، بهانه میآورند و سالها زندگی طلبکار را گرفتار میکنند.
مشکل فقط از دست رفتن پول نیست.
پولی که فردی قرض میدهد، ممکن است حاصل سی یا چهل سال کار باشد. شاید پول بازنشستگی او باشد. شاید برای تحصیل فرزندش کنار گذاشته شده باشد. شاید سرمایهای باشد که خانواده برای آینده خود پسانداز کرده است.
وقتی این پول بازگردانده نمیشود، تنها یک حساب بانکی آسیب نمیبیند.
آرامش خانواده از بین میرود.
اعتماد میان زن و شوهر آسیب میبیند.
برنامههای آینده متوقف میشود.
انسان شبها با نگرانی میخوابد و صبحها با خشم و اضطراب بیدار میشود. سالهایی از عمر او میان وکیل، دادگاه، نامه، تماس تلفنی و وعدههای دروغین تلف میشود.
حتی اگر قرارداد و ضمانت هم داشته باشید، باز هم گرفتن حق آسان نیست.
مردم گاهی میگویند: «اگر مدرک داری، نگران نباش.»
اما واقعیت این است که مدرک فقط آغاز راه است. پس از آن ممکن است ماهها یا سالها هزینه وکیل، دادگاه، پیگیری و فشار روحی در پیش باشد. حتی ممکن است فرد بدهکار داراییهای خود را جابهجا کند، شرکت را ببندد، اعلام ورشکستگی کند یا راههای دیگری برای فرار از مسئولیت پیدا کند.
سند و قرارداد ضروری است، اما سند به تنهایی آرامش شما را تضمین نمیکند.
بنابراین بهترین محافظت، همیشه امضا گرفتن نیست؛ گاهی بهترین محافظت، نه گفتن از ابتداست.
بسیاری از ما ایرانیان از روی انسانیت و رفاقت کمک میکنیم. وقتی دوستی میگوید برای چند ماه به پول نیاز دارد، احساس میکنیم اگر کمک نکنیم، بیوفا هستیم. بعضیها حتی از گفتن «نه» خجالت میکشند.
اما باید بدانیم که حفظ دارایی خانواده، خودخواهی نیست.
شما مسئول سالهایی هستید که برای به دست آوردن آن سرمایه زحمت کشیدهاید. مسئول آینده فرزندان، امنیت همسر و دوران سالمندی خود هستید. هیچ دوستی حق ندارد شما را وادار کند این امنیت را به خطر بیندازید.
اگر کسی برای گرفتن پول با شما صمیمی است، اما برای پس دادن آن شما را غریبه میبیند، از ابتدا دوست واقعی شما نبوده است.
اگر کسی از درخواست قرارداد، وثیقه یا بررسی مالی ناراحت میشود، همین ناراحتی باید نخستین زنگ خطر باشد.
اما حتی قرارداد و وثیقه نیز همیشه کافی نیست. قبل از هر معامله باید از یک وکیل و حسابدار مستقل کمک گرفت. داراییهای ادعایی باید بررسی شوند. باید روشن شود که ملک یا شرکت واقعاً متعلق به همان شخص است، بدهی دیگری ندارد و ضمانت ارائهشده ارزش عملی دارد.
مهمتر از همه، هرگز پولی را قرض ندهید که از دست رفتنش زندگی شما را تغییر میدهد.
هیچگاه برای قرض دادن به دیگری، خانه خود را در خطر قرار ندهید.
از حساب بازنشستگی، پول تحصیل فرزندان یا سرمایه ضروری کسبوکارتان استفاده نکنید.
هیچگاه ضامن وام کسی نشوید، مگر آنکه آماده باشید تمام آن بدهی را شخصاً پرداخت کنید.
همچنین نباید به دلیل هموطن بودن، فامیل بودن یا سابقه دوستی، بررسی و احتیاط را کنار گذاشت. کلاهبرداری و بدقولی ملیت نمیشناسد. همانگونه که افراد شریف بسیاری در جامعه ما هستند، کسانی نیز وجود دارند که از زبان مشترک، خاطرات مشترک و اعتماد فرهنگی سوءاستفاده میکنند.
این سرمقاله برای از بین بردن اعتماد میان ایرانیان نیست. جامعه بدون اعتماد نمیتواند زنده بماند. اما اعتماد باید با مسئولیت، شفافیت و احتیاط همراه باشد.
اعتماد کورکورانه فضیلت نیست.
گاهی بیاحتیاطی است.
گاهی آینده یک خانواده را نابود میکند.
اگر دوستی از شما پول خواست، به جای تصمیم احساسی چند روز صبر کنید. با خانواده مشورت کنید. مدارک را به وکیل نشان دهید. وضعیت واقعی او را بررسی کنید و از خود بپرسید:
اگر این پول هرگز برنگردد، آیا زندگی من و خانوادهام آسیب خواهد دید؟
اگر پاسخ مثبت است، جواب شما باید «نه» باشد.
شاید طرف مقابل ناراحت شود. شاید بگوید به او اعتماد ندارید. اما ناراحتی چندروزه یک دوست، بسیار بهتر از سالها دادگاه، دشمنی، اضطراب و نابودی سرمایه است.
ما باید یاد بگیریم دوستی را از معامله جدا کنیم.
دوستی با احترام و صداقت باقی میماند. معامله به قرارداد، ضمانت و توان بازپرداخت نیاز دارد. ترکیب احساسات و پول، بدون احتیاط، میتواند هم سرمایه را از بین ببرد و هم رابطه را.
و آخرین سخن من این است:
به ظاهر موفقیت دیگران اعتماد نکنید.
ممکن است فردی شرکت بزرگی داشته باشد، اما بدهیهای بزرگتری نیز داشته باشد.
ممکن است صاحب چند ملک باشد، اما آن املاک در رهن یا گرفتار پروندههای دیگر باشند.
ممکن است در مهمانیها ثروتمند به نظر برسد، اما در واقع با پول دیگران زندگی کند.
دارایی شما نتیجه سالها تلاش شماست. آن را تنها بر پایه دوستی، اعتماد، شهرت یا ظاهر زندگی دیگری به خطر نیندازید.
دوستی واقعی از «نه» شنیدن از بین نمیرود.
اما پولی که با اعتماد بیجا از دست برود، ممکن است هرگز بازنگردد.
— شهبد نوری
سردبیر و مدیرمسئول
هفتهنامه بینالمللی تهران
