
ایران؛ سرزمین جاودان
پیش از آنکه نام کوروش بزرگ در تاریخ جهان طنینانداز شود و پیش از آنکه پرچم هخامنشیان بر سرزمین پهناوری از آسیای مرکزی تا مدیترانه برافراشته شود، در میان کوهستانهای غرب ایران مردمانی زندگی میکردند که آرامآرام یکی از مهمترین فصلهای تاریخ این سرزمین را رقم زدند.
آنان مادها بودند.
داستان مادها، داستان ظهور یک پادشاه یا پیروزی در یک جنگ نیست؛ داستان مردمانی است که از میان قبایل پراکنده برخاستند و به نیرویی سیاسی تبدیل شدند که توانست در برابر یکی از خشنترین قدرتهای جهان باستان بایستد.
مردمانی از دل کوهستان
در آغاز هزاره نخست پیش از میلاد، بخشهایی از فلات ایران شاهد حضور و گسترش اقوام ایرانیزبان بود. در میان آنان، مادها در غرب و شمالغرب فلات ایران، بهویژه در محدوده زاگرس، جایگاه مهمی پیدا کردند.
سرزمین ماد مجموعهای از دشتهای حاصلخیز، درهها و کوهستانهای بلند بود. زندگی در چنین محیطی آسان نبود، اما کوهها علاوه بر دشواری، امنیت نیز فراهم میکردند.
مادها کشاورزی میکردند، دام پرورش میدادند و بهخصوص در پرورش اسب شهرت داشتند. اسب در جهان باستان تنها وسیله حملونقل نبود؛ بخش مهمی از قدرت نظامی و ثروت یک حکومت محسوب میشد.
اما مادها در آغاز یک کشور متحد نبودند. گروهها و قبایل مختلف در مناطق گوناگون زندگی میکردند و هر کدام رهبران خود را داشتند.
مشکل بزرگ در غرب بود: آشور.
سایه سنگین آشور
امپراتوری آشور برای قرنها یکی از قدرتمندترین نیروهای نظامی خاور نزدیک بود. ارتش منظم، تجهیزات جنگی پیشرفته و سیاست سختگیرانه آشوریان، بسیاری از ملتهای منطقه را تحت فشار قرار داده بود.
سپاهیان آشوری بارها به مناطق زاگرس و سرزمینهای ماد لشکر کشیدند. شهرها و روستاها هدف حمله قرار میگرفتند و خراج از فرمانروایان محلی مطالبه میشد.
برای قبایل پراکنده ماد، مقابله با چنین قدرتی تقریباً غیرممکن بود.
همین تهدید شاید یکی از عواملی بود که آنان را به یکدیگر نزدیک کرد.
در تاریخ ملتها گاهی دشمن مشترک همان چیزی است که گروههای پراکنده را وادار میکند اختلافات خود را کنار بگذارند. در میان مادها نیز به تدریج نیاز به اتحاد و رهبری قدرتمند احساس شد.
دیاکو؛ میان تاریخ و روایت
در نوشتههای هرودوت، مورخ یونانی، مردی به نام دیاکو بهعنوان نخستین پادشاه ماد معرفی میشود. روایت هرودوت میگوید او ابتدا به دلیل عدالت و داوری منصفانه در میان مردم شهرت پیدا کرد و سپس به پادشاهی برگزیده شد.
امروز مورخان درباره جزئیات این داستان و حتی چگونگی شکلگیری نخستین حکومت ماد بحث دارند؛ بنابراین نمیتوان تمام روایت هرودوت را بدون پرسش بهعنوان واقعیت قطعی پذیرفت.
اما اهمیت داستان در یک نکته نهفته است: جامعه ماد در حال عبور از زندگی قبیلهای به ساختار سیاسی منسجمتری بود.
در همین دوره، نام شهری وارد تاریخ میشود که بعدها جایگاه ویژهای در ایران پیدا کرد:
هگمتانه.
شهری که امروز همدان بر بقایای تاریخی آن قرار گرفته و در منابع باستانی با نامهایی چون اکباتان شناخته شده است.
هگمتانه به مرکز قدرت مادها تبدیل شد و بعدها نیز اهمیت خود را برای شاهنشاهیهای ایران حفظ کرد.
از شکست تا قدرت
پس از دیاکو، فرمانروایانی آمدند که سرنوشت مادها را تغییر دادند.
یکی از مهمترین آنان هووخشتره بود.
او دریافت که اتحاد سیاسی بدون ارتشی سازمانیافته نمیتواند در برابر قدرتهای بزرگ دوام بیاورد. در روایتهای تاریخی، اصلاح و سازماندهی نیروهای ماد به او نسبت داده شده است و در دوران او، مادها به یکی از قدرتهای اصلی منطقه تبدیل شدند.
دشمنی که زمانی به سرزمین آنان حمله میکرد، اکنون خود با خطری بزرگ روبهرو شده بود.
در اواخر قرن هفتم پیش از میلاد، مادها با بابلیان متحد شدند و به امپراتوری آشور حمله کردند.
سقوط نینوا، پایتخت آشور، در سال ۶۱۲ پیش از میلاد یکی از مهمترین حوادث جهان باستان بود.
قدرتی که برای نسلها بر منطقه سایه انداخته بود، فرو ریخت.
مادها اکنون دیگر مجموعهای از قبایل کوهستانی نبودند؛ به یکی از قدرتهای بزرگ خاور نزدیک تبدیل شده بودند.
هگمتانه؛ قلب سرزمین ماد
درباره شکوه هگمتانه روایتهای فراوانی وجود دارد. هرودوت از شهری با استحکامات متعدد و دیوارهای حلقهای سخن گفته است؛ هرچند باستانشناسی هنوز نتوانسته تمام جزئیات توصیف او را تأیید کند.
آنچه مسلم است، اهمیت هگمتانه در تاریخ ایران است.
موقعیت آن در دامنه الوند، دسترسی به آب، زمینهای مناسب و قرار گرفتن در مسیرهای ارتباطی، این منطقه را به مکانی طبیعی برای یک مرکز سیاسی مهم تبدیل کرده بود.
قرنها بعد، هخامنشیان نیز از اکباتان استفاده کردند و این شهر در دورههای بعدی تاریخ ایران همچنان اهمیت داشت.
تصور کنید بیش از دو هزار و پانصد سال پیش، کاروانی پس از عبور از کوههای زاگرس به هگمتانه نزدیک میشود. در دوردست، شهری بر دامنه کوه دیده میشود؛ اسبها در دشتها حرکت میکنند، بازارها پر از کالاهای مناطق مختلفاند و سربازان از راههای منتهی به شهر محافظت میکنند.
در چنین محیطی، اندیشه حکومتی بزرگتر از یک قبیله در حال شکل گرفتن بود.
آیا مادها نخستین دولت ایران بودند؟
گاهی مادها را «نخستین حکومت ایرانی» مینامند. این عبارت نیاز به کمی دقت دارد.
هزاران سال پیش از مادها، تمدنهایی مانند ایلام در بخشهایی از ایران حکومت داشتند. اما مادها از نخستین قدرتهای بزرگ ایرانیزبان بودند که توانستند اتحادی سیاسی در بخش وسیعی از غرب فلات ایران ایجاد کنند.
اهمیت آنان دقیقاً در همین نکته است.
با مادها، فصل تازهای آغاز شد که بعدها با پارسها و هخامنشیان به اوج رسید.
آخرین پادشاه و ظهور کوروش
پس از هووخشتره، آستیاگ یا ایشتوویگو به قدرت رسید.
اما در جنوب سرزمین ماد، نیروی تازهای در حال ظهور بود: پارسها.
رهبر آنان مرد جوانی بود که بهزودی نامش سراسر جهان باستان را فرا گرفت:
کوروش.
حدود سال ۵۵۰ پیش از میلاد، کوروش علیه آستیاگ قیام کرد و حکومت ماد شکست خورد.
اما اتفاق جالب این است که مادها پس از شکست از صحنه تاریخ حذف نشدند.
کوروش بسیاری از ساختارها و نخبگان مادی را در حکومت تازه خود حفظ کرد. مادها و پارسها در شاهنشاهی جدید در کنار یکدیگر قرار گرفتند و حتی در منابع خارجی، گاهی این دو چنان به هم نزدیک دیده میشدند که نام «مادها و پارسها» در کنار یکدیگر به کار میرفت.
این انتقال قدرت بیشتر از آنکه نابودی یک تمدن باشد، آغاز مرحلهای تازه بود.
پلی میان گذشته و شاهنشاهی ایران
اگر ایلام بخشی از ریشههای کهن تمدن در ایران بود، مادها پلی شدند میان آن جهان باستانی و دوران شاهنشاهیهای بزرگ ایرانی.
آنان نشان دادند که قبایل پراکنده میتوانند متحد شوند، ارتشی سازمانیافته ایجاد کنند و در معادلات قدرت جهان باستان نقش داشته باشند.
اما بزرگترین فصل هنوز در راه بود.
در جنوب، مردی برخاسته بود که مرزهای حکومت ماد برای رؤیاهای او بسیار کوچک بود. او سرزمینها را یکی پس از دیگری متحد کرد و شاهنشاهیای بنا نهاد که نام ایران و پارس را برای همیشه وارد تاریخ جهان کرد.
نام او کوروش بزرگ بود.
و داستان او، داستان شماره آینده «ایران؛ سرزمین جاودان» خواهد بود.
