شهبد نوری
در هفتههای اخیر، ایران بار دیگر به صحنهی خیزش جوانانی تبدیل شده است که چیزی جز آزادی، کرامت انسانی و آیندهای روشن نمیخواهند. جوانانی که با دستان خالی، اما با قلبی پر از امید، در برابر یکی از خشنترین حکومتهای تاریخ ایستادهاند. بهای این ایستادگی، اما وحشتناک بوده است: بیش از ۳۰ هزار کشته، صدها هزار مجروح، هزاران زندانی، و میلیونها خانوادهی داغدار.
در چنین روزهایی، انتظار میرفت همهی ایرانیان خارج از کشور، بهویژه صاحبان مشاغل و سرمایهداران موفق، در کنار مردم خود بایستند. انتظار میرفت صدای ملت باشند، نه تماشاگر خاموش فاجعه.
اما چه دیدیم؟
سکوت.
سکوتی سنگین، شرمآور و نابخشودنی.

در کالیفرنیا و دیگر نقاط جهان، دهها و صدها صاحب کسبوکار ایرانی که سالها از جیب همین جامعه، از اعتماد همین مردم، و از حمایت همین هموطنان «کاخهای تجاری» برای خود ساختهاند، امروز ترجیح دادهاند سرشان را پایین بیندازند و وانمود کنند هیچ اتفاقی نیفتاده است.
سالها از سفرهی همین مردم خوردید.
سالها با پول همین جامعه رشد کردید.
سالها با نام «ایرانی» اعتبار گرفتید.
اما امروز که خون جوانان ایران خیابانها را رنگین کرده،
امروز که مادران بر مزار فرزندانشان زانو زدهاند،
امروز که یک ملت فریاد میزند «کمکمان کنید»،
شما سکوت را انتخاب کردهاید.
چرا؟
از ترس؟
از طمع؟
از معاملههای پنهانی؟
یا فقط از بیغیرتی اجتماعی؟
بدتر از سکوت، حمایت پنهان یا آشکار برخی از این مشاغل از جمهوری اسلامی است؛ رژیمی که مستقیم مسئول این کشتارهاست. رژیمی که جوانان را با گلوله جواب میدهد، خانوادهها را تهدید میکند و حقیقت را دفن میکند.
و با این حال، هنوز کسانی هستند که برای حفظ سود خود، حاضرند چشم بر خون هموطنانشان ببندند.
اما یک واقعیت بزرگ را فراموش کردهاند:
دوران بیتفاوتی تمام شده است.
امروز، جامعهی ایرانی در خارج از کشور بیدارتر، متحدتر و آگاهتر از همیشه است. مردم یاد گرفتهاند که قدرت واقعی در دست مصرفکننده است. در انتخابهاست. در حمایتهاست. در تحریمهاست.
در ماههای اخیر، شاهد موجی از همبستگی و بایکوت بودهایم. بسیاری از ایرانیان، آگاهانه از خرید، همکاری و حمایت از مشاغلی که سکوت کردند یا با رژیم همراه بودند، دست کشیدهاند.
این فقط یک اعتراض اقتصادی نیست؛
این یک اعتراض اخلاقی است.
یک رأی سیاسی است.
یک فریاد جمعی است: «ما فراموش نمیکنیم.»
اکنون زمان آن رسیده است که این حرکت گستردهتر شود.
زمان آن رسیده است که به صاحبان سکوت بگوییم:
یا کنار مردم هستید، یا مقابل مردم.
نمیشود هم از جامعه ایرانی سود برد، هم هنگام رنجش پشت کرد.
نمیشود هم نان آزادی را خورد، هم چشم بر استبداد بست.
این نسل، نسل فراموشکار نیست.
این ملت، ملت معامله بر سر خون فرزندانش نیست.
هر مغازه، هر شرکت، هر برند، هر فردی که در این روزهای سرنوشتساز سکوت کرده است، باید بداند: این سکوت ثبت میشود. در حافظهی تاریخی ملت. در انتخابهای فردای مردم. در قضاوت نسلهای بعد.
امروز، بایکوت فقط یک واکنش نیست؛
یک مسئولیت است.
مسئولیت در برابر خونهای ریختهشده.
در برابر مادران داغدار.
در برابر آیندهی ایران.
یا با مردمید،
یا از مردم حذف خواهید شد.
تاریخ، بیطرفها را نمیبخشد.
