
نگاهی به انتخابات، آینده نوامبر و نقش رأی مردم
شهبد نوری
انتخابات اخیر کالیفرنیا هنوز به پایان واقعی خود نرسیده است. صندوقها بسته شدهاند، رأیگیری تمام شده، اما شمارش آرا همچنان ادامه دارد و همین مسئله نشان میدهد که سیاست در آمریکا دیگر فقط در روز انتخابات تعیین نمیشود؛ بلکه روزها و گاهی هفتهها بعد از آن نیز سرنوشت رقابتها در اتاقهای شمارش رأی مشخص میشود.
در کالیفرنیا، بهویژه به دلیل رأیگیری پستی، نتیجه نهایی ممکن است دیرتر اعلام شود. برگههایی که تا روز انتخابات مهر پست خورده باشند، میتوانند چند روز بعد هم به دفاتر انتخاباتی برسند و شمارش شوند. بنابراین هنوز نمیتوان با قطعیت گفت چه کسی برنده نهایی بعضی رقابتهاست، اما میتوان با اطمینان گفت که فضای سیاسی کالیفرنیا دیگر مثل گذشته کاملاً آرام و یکطرفه نیست.
برای سالها، کالیفرنیا به عنوان یکی از آبیترین ایالتهای آمریکا شناخته میشد؛ ایالتی که دموکراتها در آن بر فرمانداری، مجلس ایالتی، شهرهای بزرگ، سیاستهای آموزشی، مالیاتی و اجتماعی تسلط داشتند. اما امروز بسیاری از مردم، حتی کسانی که سالها دموکرات رأی دادهاند، از گرانی زندگی، مالیاتهای سنگین، قیمت بنزین، بحران بیخانمانی، ناامنی، فرار کسبوکارها و هزینههای سرسامآور مسکن خسته شدهاند.
این خستگی عمومی همان نقطهای است که جمهوریخواهان امیدوارند در نوامبر به موج سیاسی تبدیل شود.
در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴، دونالد ترامپ موفق شد ۳۱ ایالت از ۵۰ ایالت آمریکا را ببرد؛ یعنی از نظر تعداد ایالتها، نقشه آمریکا بیشتر قرمز بود تا آبی. دموکراتها ۱۹ ایالت و واشنگتن دیسی را در اختیار داشتند، اما جمهوریخواهان علاوه بر ایالتهای سنتی خود، موفق شدند چند ایالت مهم و سرنوشتساز را هم به دست آورند؛ از جمله آریزونا، جورجیا، میشیگان، نوادا، کارولینای شمالی، پنسیلوانیا و ویسکانسین.
این هفت ایالت میدان اصلی جنگ سیاسی آمریکا بودند. پیروزی جمهوریخواهان در این ایالتها نشان داد که حتی مناطقی که سالها بین دو حزب دستبهدست میشدند، وقتی مردم از وضعیت اقتصادی و اجتماعی ناراضی باشند، میتوانند جهت خود را عوض کنند.
ایالتهایی مانند فلوریدا، تگزاس، اوهایو، آیووا، تنسی، آلاباما، میسیسیپی، آرکانزاس، لوئیزیانا، کنتاکی، ویرجینیای غربی، اوکلاهما، کانزاس، نبراسکا، داکوتای شمالی، داکوتای جنوبی، وایومینگ، آیداهو، مونتانا، یوتا و چندین ایالت دیگر امروز ستونهای اصلی قدرت جمهوریخواهان هستند. این ایالتها فقط روی کاغذ قرمز نیستند؛ در بسیاری از آنها فرمانداری، مجلس ایالتی و سیاستهای اقتصادی نیز در دست جمهوریخواهان است.
از سوی دیگر، دموکراتها همچنان در ایالتهایی مانند کالیفرنیا، نیویورک، ماساچوست، واشنگتن، اورگان، ایلینوی، مریلند و چند ایالت شمالشرقی قدرت بالایی دارند. اما تفاوت امروز با گذشته این است که حتی در برخی از این ایالتهای آبی نیز فاصلهها کمتر شده و نارضایتی مردم بیشتر شنیده میشود.
کالیفرنیا نمونه مهمی از همین تغییر آرام است. شاید هنوز زود باشد بگوییم کالیفرنیا در نوامبر قرمز خواهد شد، اما دیگر نمیتوان گفت جمهوریخواهان در این ایالت هیچ شانسی ندارند. حضور جدی چهرههایی مانند استیو هیلتون در رقابت فرمانداری، نشان میدهد بخشی از مردم کالیفرنیا به دنبال صدایی متفاوت هستند؛ صدایی که از کاهش مالیات، کنترل هزینه زندگی، نظم در خیابانها، حمایت از خانوادهها و بازگشت کسبوکارها به ایالت سخن بگوید.
سؤال اصلی این نیست که آیا کالیفرنیا یکشبه قرمز میشود یا نه. سؤال اصلی این است که آیا مردم ناراضی حاضرند در نوامبر دوباره پای صندوق رأی بیایند یا خیر.
مشکل بزرگ جمهوریخواهان در کالیفرنیا همیشه فقط تعداد رأی نبوده، بلکه مشارکت پایین رأیدهندگان محافظهکار و مستقل بوده است. بسیاری از مردم میگویند: «رأی ما فایده ندارد، کالیفرنیا همیشه آبی است.» اما همین تفکر، بزرگترین هدیه به حزب حاکم است. هیچ ایالتی برای همیشه آبی یا قرمز نمیماند، مگر آنکه مردم از صندوق رأی فاصله بگیرند.
فلوریدا زمانی ایالتی کاملاً رقابتی بود. سالها دموکراتها و جمهوریخواهان برای هر رأی در آن میجنگیدند. اما با مشارکت مداوم، سازماندهی، پیام روشن اقتصادی و توجه به خانوادههای مهاجر، امروز فلوریدا به یکی از پایگاههای مهم جمهوریخواهان تبدیل شده است. تگزاس نیز با وجود رشد جمعیت مهاجر و تغییرات شهری، همچنان قرمز مانده چون رأیدهندگان محافظهکار در انتخابات شرکت میکنند و میدان را خالی نمیگذارند.
کالیفرنیا اگر قرار است تغییر کند، با شعار تنها تغییر نمیکند. با عصبانیت در خانه، با گلایه در رستوران، با شکایت در شبکههای اجتماعی و با ناامیدی در جمعهای خانوادگی تغییر نمیکند. کالیفرنیا فقط زمانی تغییر میکند که مردم ناراضی، مالیاتدهندگان، صاحبان بیزنس، خانوادههای مهاجر، بازنشستگان، جوانان و طبقه متوسط در روز انتخابات رأی بدهند.
جامعه ایرانی نیز در این میان نقش مهمی دارد. ایرانیان آمریکا، بهویژه در کالیفرنیا، سالها با تلاش، کار، درس، تجارت و ساختن زندگی بهتر، به بخشی موفق از جامعه آمریکا تبدیل شدهاند. اما همین جامعه اگر در سیاست حضور نداشته باشد، دیگران برای آیندهاش تصمیم میگیرند. ما نمیتوانیم از گرانی، ناامنی، مالیات، آموزش، سیاست خارجی و وضعیت شهرها ناراضی باشیم اما در روز رأیگیری خانه بمانیم.
انتخابات نوامبر برای جمهوریخواهان فقط یک رقابت حزبی نیست؛ یک آزمایش بزرگ برای سنجش نارضایتی مردم کالیفرنیاست. اگر رأیدهندگان مستقل و محافظهکار با قدرت شرکت کنند، حتی اگر کالیفرنیا فوراً قرمز نشود، پیام بزرگی به سیاستمداران ساکرامنتو خواهد داد: مردم دیگر چک سفید امضا نمیدهند.
در سطح ملی، جمهوریخواهان امروز موقعیت قدرتمندی دارند. آنها در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ توانستند ۳۱ ایالت را ببرند و در فرمانداریها نیز با ۲۶ فرماندار در برابر ۲۴ فرماندار دموکرات، دست بالا را دارند. این یعنی حزب جمهوریخواه نه تنها در جنوب و مرکز آمریکا، بلکه در بسیاری از ایالتهای صنعتی و رقابتی نیز دوباره جان گرفته است.

اما آینده تضمینشده نیست. موفقیت جمهوریخواهان در سالهای بعد بستگی به چند عامل دارد: اقتصاد، امنیت مرزها، کنترل تورم، انتخاب نامزدهای قابل قبول برای رأیدهندگان مستقل، و مهمتر از همه حفظ مشارکت مردم. اگر جمهوریخواهان بتوانند به جای فقط مخالفت با دموکراتها، برنامهای روشن برای زندگی روزمره مردم ارائه دهند، شانس آنها در سالهای آینده بسیار جدی خواهد بود.
برای کالیفرنیا نیز مسیر روشن است: پیام باید درباره زندگی واقعی مردم باشد. قیمت بنزین، اجاره خانه، مالیات، جرم و جنایت، مدارس، کسبوکارهای کوچک، بیمه، برق، آب، آتشسوزی، بیخانمانی و آینده فرزندان. مردم وقتی تغییر میکنند که احساس کنند سیاست مستقیماً به جیب، امنیت و آینده خانوادهشان مربوط است.
امروز کالیفرنیا هنوز آبی است، اما ترکهایی در دیوار آبی دیده میشود. این ترکها شاید در نوامبر به یک شکاف بزرگ تبدیل شوند و شاید هم نه. اما یک حقیقت روشن است: اگر مردم رأی ندهند، هیچ اتفاقی نمیافتد. اگر جامعه ایرانی و دیگر جوامع مهاجر فقط تماشاگر باشند، باز هم همان سیاستمدارانی انتخاب میشوند که سالهاست کالیفرنیا را به همین وضعیت رساندهاند.
پس پیام این انتخابات باید روشن باشد: صبر کنیم تا نتایج نهایی اعلام شود، اما منتظر معجزه نباشیم. معجزه سیاسی در آمریکا از صندوق رأی بیرون میآید. هر رأی، هر ثبتنام، هر گفتوگو با خانواده و دوستان، و هر حضور در نوامبر میتواند بخشی از تغییر باشد.
کالیفرنیا شاید هنوز قرمز نشده باشد، اما دیگر غیرممکن هم نیست. اگر مردم بخواهند، اگر رأی بدهند، اگر ناامیدی را کنار بگذارند و اگر جامعههایی مانند جامعه ایرانی نقش خود را جدی بگیرند، نوامبر میتواند آغاز فصل تازهای باشد؛ فصلی که در آن صدای مالیاتدهندگان، خانوادهها، صاحبان بیزنس و مردم خسته از سیاستهای تکراری دوباره شنیده شود.
آینده کالیفرنیا هنوز نوشته نشده است. این آینده را کسانی مینویسند که رأی میدهند، نه کسانی که فقط شکایت میکنند.
