
فاطمه پوراسماعیل
وقتی موفقیت به بهای خستگی تمام میشود
در دنیای امروز، زنان بیش از هر زمان دیگری در عرصههای علمی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی حضور دارند. در ایران نیز میلیونها زن در دانشگاهها تحصیل کردهاند، در شرکتها، بیمارستانها، مدارس، کارخانهها، فروشگاهها و ادارهها مشغول به کار هستند و سهم مهمی در اقتصاد خانواده و جامعه ایفا میکنند. اما پشت این موفقیتها، واقعیتی وجود دارد که کمتر درباره آن صحبت میشود؛ واقعیتی به نام «بار دوگانه مسئولیت».
برای بسیاری از زنان، پایان ساعت کاری به معنای پایان کار نیست. هنگامی که مردی از محل کار به خانه بازمیگردد، معمولاً فرصت بیشتری برای استراحت پیدا میکند؛ اما بسیاری از زنان پس از پایان یک روز کاری، تازه با وظایف دیگری روبهرو میشوند؛ آماده کردن غذا، رسیدگی به فرزندان، نظافت خانه، مراقبت از سالمندان خانواده و برنامهریزی برای روز بعد.
این وضعیت به معنای آن نیست که همه خانوادهها چنین شرایطی دارند، اما هنوز در بسیاری از خانههای ایرانی، مسئولیت اصلی کارهای منزل بر عهده زنان است؛ حتی اگر هر دو همسر به یک اندازه کار کنند و درآمد داشته باشند.
این موضوع تنها به ایران محدود نمیشود. در بسیاری از کشورهای جهان نیز زنان با پدیدهای روبهرو هستند که جامعهشناسان از آن با عنوان «شیفت دوم» یاد میکنند؛ یعنی آغاز دور دوم کار، پس از پایان ساعت اداری.
در ایران، این فشار با برخی باورهای فرهنگی نیز همراه میشود. هنوز هم گاهی از یک زن انتظار میرود که هم کارمند موفقی باشد، هم مادری کامل، هم همسری نمونه و هم مدیری بینقص برای خانه. در مقابل، از مردان معمولاً چنین انتظاری وجود ندارد. همین تفاوت باعث میشود بسیاری از زنان احساس کنند برای اثبات تواناییهای خود باید دو برابر دیگران تلاش کنند.
یکی دیگر از چالشها، نگاه برخی محیطهای کاری است. هنوز هم در بعضی از محلهای کار، زنان برای رسیدن به موقعیتهای مدیریتی با موانعی روبهرو میشوند یا باید توانایی خود را بیش از همکاران مرد ثابت کنند. البته در سالهای اخیر، حضور زنان در مدیریت، پزشکی، مهندسی، دانشگاهها و کسبوکارهای خصوصی رشد چشمگیری داشته است و این روند امیدوارکننده است.
از سوی دیگر، نباید نقش خانواده را نادیده گرفت. خانوادههایی که مسئولیتهای خانه را میان همه اعضا تقسیم میکنند، نه تنها به زنان کمک میکنند، بلکه فرزندانی تربیت میکنند که مفهوم همکاری و احترام متقابل را بهتر درک خواهند کرد. پسری که از کودکی یاد بگیرد در کارهای خانه مشارکت کند، در آینده نیز همسر مسئولیتپذیرتری خواهد بود.
نکته مهم دیگر، سلامت روان زنان شاغل است. فشارهای مداوم، کمبود زمان برای استراحت، نگرانی درباره فرزندان و مسئولیتهای متعدد، گاهی باعث فرسودگی جسمی و روحی میشود. بسیاری از زنان، سالها از خود مراقبت نمیکنند، زیرا همیشه نیازهای دیگران را در اولویت قرار میدهند.
در سالهای اخیر، زنان ایرانی نشان دادهاند که با وجود تمام این چالشها، توانایی فوقالعادهای در مدیریت بحران، کارآفرینی، آموزش و پیشرفت دارند. هزاران زن کسبوکارهای موفق راهاندازی کردهاند، در دانشگاهها تدریس میکنند، پزشک، وکیل، خبرنگار، هنرمند و مدیر هستند و نقش مهمی در توسعه جامعه ایفا میکنند.
اما موفقیت زنان نباید به معنای تحمل فشار بیشتر باشد. جامعهای سالم است که مسئولیتهای خانه و خانواده را تنها بر دوش یک نفر نگذارد. احترام به تلاش زنان، تنها با تشویق و قدردانی تحقق پیدا نمیکند؛ بلکه با تقسیم عادلانه مسئولیتها، فراهم کردن فرصتهای برابر و ایجاد محیطهای کاری منصفانه معنا پیدا میکند.
مردان نیز در این تغییر نقش مهمی دارند. همکاری در کارهای خانه، مشارکت در تربیت فرزندان و حمایت از پیشرفت همسر، نه نشانه ضعف، بلکه نشانه بلوغ، مسئولیتپذیری و احترام متقابل است. خانوادهای که زن و مرد در آن در کنار یکدیگر مسئولیتها را تقسیم میکنند، آرامش بیشتری خواهد داشت و فرزندان نیز الگویی سالمتر برای آینده خود خواهند دید.
امروز زنان ایرانی ثابت کردهاند که میتوانند در کنار ایفای نقش مادری و همسری، در عرصههای علمی، اقتصادی و اجتماعی نیز بدرخشند. اکنون نوبت جامعه است که شرایطی فراهم کند تا این موفقیتها با سلامت، آرامش و کیفیت بهتر زندگی همراه باشد.
سخن پایانی
قدرت یک جامعه تنها با تعداد کارخانهها، دانشگاهها یا ساختمانهای بلند آن سنجیده نمیشود؛ بلکه با میزان احترامی که برای فرصتهای برابر، کرامت انسانی و مشارکت زنان قائل است نیز اندازهگیری میشود. زنانی که فرصت رشد، حمایت و آرامش داشته باشند، نه تنها خانوادههای موفقتری خواهند ساخت، بلکه آیندهای روشنتر برای جامعه به ارمغان خواهند آورد.
