
سالهاست که میلیونها ایرانی از جمهوری اسلامی انتقاد میکنند؛ از حکومتی که با دروغ، تهمت، نفرت، حذف مخالفان، فساد، رانت و بیاعتمادی، یکی از تلخترین دورانهای تاریخ معاصر ایران را رقم زده است.
ما از زندانها، سانسور، تهدید، فساد و بیعدالتی گفتیم و نوشتیم.
بسیاری از ما به همین دلیل وطن خود را ترک کردیم و در گوشه و کنار جهان زندگی تازهای را آغاز کردیم.
اما این روزها گاهی از خود میپرسم:
آیا فقط از جمهوری اسلامی فرار کردیم، یا فرهنگ رفتاری آن را هم با خود به خارج از کشور آوردیم؟
این سؤال شاید تلخ باشد، اما پرسیدنش ضروری است.
کافی است نگاهی به بخشی از جامعه خودمان بیندازیم.
گاهی برای موفقیت یک ایرانی خوشحال نمیشویم، بلکه به دنبال پیدا کردن نقطه ضعف او هستیم.
گاهی به جای حمایت از یکدیگر، اولین واکنش ما تخریب، شایعه، تهمت و بدگویی است.
گاهی در شبکههای اجتماعی چنان به یکدیگر حمله میکنیم که گویی دشمن هم هستیم، نه هموطن.
اختلاف سیاسی، اختلاف شخصی میشود.
اختلاف شخصی، دشمنی میشود.
و دشمنی، سالها ادامه پیدا میکند.
آیا این همان فرهنگی نیست که سالها از آن شکایت داشتیم؟
جمهوری اسلامی فقط با زندان و اسلحه حکومت نکرد.
با ایجاد بیاعتمادی نیز حکومت کرد.
مردم را از یکدیگر ترساند.
همسایه را به همسایه مشکوک کرد.
دوست را به دوست بدبین کرد.
فرهنگ گزارش دادن، حذف کردن، تخریب کردن و بدنام کردن را گسترش داد.
امروز که هزاران کیلومتر از آن حکومت فاصله گرفتهایم، آیا هنوز همان روش را ادامه نمیدهیم؟
در جامعه ایرانی خارج از کشور، متأسفانه گاهی موفقیت یک ایرانی، به جای افتخار، باعث ناراحتی عدهای دیگر میشود.
اگر کسی کسبوکار موفقی راه بیندازد، به جای تشویق، درباره او شایعه ساخته میشود.
اگر رسانهای پیشرفت کند، عدهای به دنبال تضعیف آن هستند.
اگر هنرمندی شناخته شود، به جای حمایت، مورد حمله قرار میگیرد.
اگر تاجری موفق شود، برخی به جای تبریک، منتظر شکست او میمانند.
چرا؟
چرا هنوز یاد نگرفتهایم که موفقیت یک ایرانی، موفقیت همه ماست؟
کشورهای موفق دنیا را نگاه کنید.
جامعههای مهاجر زمانی قدرتمند شدند که از یکدیگر حمایت کردند.
چینیها، کرهایها، یهودیان، هندیها و بسیاری دیگر، شبکهای از اعتماد، همکاری و حمایت متقابل ایجاد کردند.
به همین دلیل امروز نفوذ اقتصادی و اجتماعی بزرگی دارند.
اما ما ایرانیان، گاهی بزرگترین مانع یکدیگر میشویم.
این واقعیت تلخ را باید پذیرفت.
اگر روزی جمهوری اسلامی تغییر کند، آیا با همین فرهنگ میتوان ایران را دوباره ساخت؟
آیا کشوری که مردمش به یکدیگر اعتماد ندارند، میتواند آیندهای روشن داشته باشد؟
پاسخ روشن است.
خیر.
هیچ کشوری فقط با تغییر حکومت ساخته نمیشود.
کشورها با تغییر فرهنگ ساخته میشوند.
اگر هنوز تحمل شنیدن نظر مخالف را نداریم…
اگر هنوز موفقیت دیگران را شکست خود میدانیم…
اگر هنوز اختلاف را با توهین پاسخ میدهیم…
اگر هنوز شایعه را سریعتر از حقیقت منتشر میکنیم…
پس مشکل تنها حکومت نیست.
بخشی از مشکل در رفتار خود ما نیز هست.
این سخنان برای سرزنش جامعه ایرانی نیست.
بلکه دعوتی است برای اندیشیدن.
ما مردمی با هزاران سال تمدن هستیم.
فرهنگی داریم که از «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک» سخن گفته است.
چگونه ممکن است وارث چنین فرهنگی باشیم، اما گاهی در رفتار روزمره خود، درست برعکس آن عمل کنیم؟
اگر میخواهیم ایران فردا، ایرانی متفاوت باشد، این تغییر باید از خود ما آغاز شود.
از احترام به یکدیگر.
از حمایت از موفقیت هموطنان.
از پذیرش اختلافنظر.
از کنار گذاشتن حسادت.
از پایان دادن به فرهنگ تخریب.
جمهوری اسلامی شاید روزی پایان یابد.
اما اگر نفرت، بیاعتمادی، تهمت و حذف مخالف را در دل خود نگه داریم، تنها نام حکومت عوض خواهد شد.
ایران آزاد، تنها با صندوق رأی ساخته نمیشود.
با اخلاق ساخته میشود.
با احترام ساخته میشود.
با اعتماد ساخته میشود.
و با مردمی ساخته میشود که یاد گرفتهاند برای بالا رفتن خود، لازم نیست دیگری را پایین بکشند.
بیایید اگر قرار است روزی ایران را دوباره بسازیم، از امروز خودمان را بسازیم.
شاید بزرگترین پیروزی ما، نه سقوط یک حکومت، بلکه پیروزی بر عادتهایی باشد که همان حکومت در جامعه ما به جا گذاشت.
آن روز، ایران نه تنها آزادتر، بلکه شایستهتر برای نسلهای آینده خواهد بود.
— شهبد نوری
سردبیر و مدیرمسئول
هفتهنامه بینالمللی تهران
