
فاطمه پوراسماعیل
06/20/2026
بسیاری از نابرابریهایی که زنان در بزرگسالی با آن روبهرو میشوند، از همان سالهای نخست زندگی آغاز میشود؛ جایی که دختر و پسر در یک خانه بزرگ میشوند اما با دو معیار کاملاً متفاوت.
در بسیاری از خانوادههای سنتی ایران، هنوز هم تولد پسر با شادی بیشتری همراه است. اگرچه این نگاه نسبت به گذشته کمتر شده، اما همچنان در برخی خانوادهها داشتن پسر به عنوان ادامهدهنده نام خانوادگی، تکیهگاه آینده یا وارث خانواده ارزش بیشتری پیدا میکند. در مقابل، دختر از همان کودکی با محدودیتهایی روبهرو میشود که برادرش هرگز آنها را تجربه نمیکند.
پسر میتواند دیرتر به خانه بازگردد، دوستان بیشتری داشته باشد، راحتتر سفر کند یا درباره آینده خود آزادانه تصمیم بگیرد. اما دختر معمولاً با پرسشهای فراوان، محدودیتهای بیشتر و کنترل دائمی روبهرو است. گاهی حتی نوع لباس، رشته تحصیلی، شغل، دوستان و در نهایت انتخاب همسر نیز توسط دیگران تعیین میشود.
این تفاوتها همیشه از روی بدخواهی نیست. بسیاری از پدران و مادران تصور میکنند که با سختگیری بیشتر از دختر خود محافظت میکنند. اما در عمل، این رفتارها پیام دیگری به دختر منتقل میکند؛ اینکه او توانایی تصمیمگیری مستقل ندارد و همیشه باید زیر نظر دیگران باشد.
از سوی دیگر، برخی پسران نیز در چنین خانوادههایی ناخواسته یاد میگیرند که آزادی بیشتر حق طبیعی آنان است. این تفاوت در تربیت، بعدها وارد زندگی مشترک نیز میشود و زمینه اختلافهای بسیاری را فراهم میکند.
نکته جالب اینجاست که گاهی بزرگترین فشارها نه از سوی پدر، بلکه از سوی مادر یا حتی مادربزرگ وارد میشود. زنانی که خود سالها با محدودیت زندگی کردهاند، گاهی همان الگو را به نسل بعد منتقل میکنند. جملههایی مانند «دختر باید اینطور باشد»، «آبروی خانواده دست توست» یا «دختر نباید این کار را انجام دهد» هنوز در بسیاری از خانهها شنیده میشود.
در مقابل، اگر پسری همان رفتار را انجام دهد، اغلب با جملههایی مانند «پسر است دیگر» یا «اشکالی ندارد» روبهرو میشود. همین تفاوتهای کوچک، در طول سالها به نابرابریهای بزرگ تبدیل میشوند.
البته نباید همه خانوادههای ایرانی را یکسان دید. در سالهای اخیر، بسیاری از خانوادهها نگاه خود را تغییر دادهاند. امروز پدران و مادران زیادی دختران خود را به ادامه تحصیل، استقلال مالی، ورزش، مدیریت و فعالیتهای اجتماعی تشویق میکنند. این تغییر امیدوارکننده است، اما هنوز تا رسیدن به برابری واقعی فاصله وجود دارد.
یکی دیگر از مشکلات، نگرانی بیش از اندازه درباره قضاوت دیگران است. گاهی خانوادهها تصمیمهای مهم زندگی دختران خود را نه بر اساس خواسته و توانایی او، بلکه براساس حرف مردم میگیرند. این نگرانی میتواند آینده یک دختر را به طور کامل تغییر دهد.
آموزش نیز نقش مهمی دارد. اگر از دوران کودکی به دختر و پسر یاد داده شود که هر دو از حقوق، احترام و فرصتهای برابر برخوردارند، بسیاری از مشکلات اجتماعی آینده کاهش خواهد یافت. برابری از مدرسه یا دانشگاه آغاز نمیشود؛ بلکه از میز شام خانواده، از نوع صحبت والدین و از رفتار روزمره آنان شکل میگیرد.
جامعه ایران امروز به زنانی نیاز دارد که بتوانند استعدادهای خود را بدون ترس و محدودیت شکوفا کنند. این هدف تنها با تغییر قوانین امکانپذیر نیست. تغییر نگرش خانوادهها نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
دختران ایران سرمایههای آینده این کشور هستند. هر دختری که فرصت تحصیل، انتخاب و رشد پیدا کند، نه تنها زندگی خود، بلکه آینده خانواده و جامعه را نیز خواهد ساخت.
زمان آن رسیده است که به جای تفاوت گذاشتن میان دختر و پسر، هر دو را بر اساس شخصیت، استعداد و تلاششان قضاوت کنیم. عدالت از خانه آغاز میشود و آیندهای برابر، از همان روزی شکل میگیرد که یک دختر احساس کند ارزش او کمتر از برادرش نیست.
شاید بزرگترین تغییر اجتماعی ایران، نه در خیابانها و نه در قوانین، بلکه پشت درهای خانهها آغاز شود؛ جایی که والدین تصمیم میگیرند فرزندان خود را با احترام، اعتماد و فرصتهای برابر تربیت کنند.
